دانلود نرم افزار
گشت و گذار مخفی در وب با Easy Hide IP v1.4
Player , lyric player هر دو باهم یک جا در موبایل شما !
درایو ویندوز خودتون را داخل یک فایل فشرده ذخیره کنید
مشاهده کره زمین با NASA World Wind 1.4 Final
موبایل,ترفند,مطالب جالب,عکس,کلیپ های موبایل,سیاسی,تاریخی,ورزشی,بازی های آنلاین,جک,هخامنشيان,چت روم
گشت و گذار مخفی در وب با Easy Hide IP v1.4
Player , lyric player هر دو باهم یک جا در موبایل شما !
درایو ویندوز خودتون را داخل یک فایل فشرده ذخیره کنید
مشاهده کره زمین با NASA World Wind 1.4 Final

قابليتهاي نرم افزار IE7pro 2.4.4:
- باز و بسته کردن تب ها (Tab) با دابل کلیک
- نگهداری تاریخچه صفحات بازدید شده
- نشان دادن سورس صفحات وب به صورت کامل
- اضافه شدن قابلیت Crash Recovery برای مواقعی که IE به صورت ناخواسته بسته می شود
- قابلیت تبدیل سریع کل یک صفحه Web به عکس با Format های JPG, BMP, GIF, PNG یا TIFF
- قابلیت برگرداندن تمام پنجره ها و Tab های بسته شده در هنگام بروز خطا و بسته شدن ناگهانی مرورگر
- قابلیت Refresh کردن تب ها به صورت سفارشی
- قابلیت ذخیره کردن صفحات وب به صورت تصویر
- قابلیت مسدود سازی صفحات تبلیغاتی فلش
- قابلیت تغییر سریع پروکسی سرور ها
- اضافه كردن اتوماتيك برنامه ها بروز رساني شده فقط با يك كليك
- قابليت فعال و غير فعال كردن سرويسهاي نرم افزار
- داراي نسخه هاي 32 بيت و نسخه 64 بيت
- و...
لينک دانلود (حجم فايل حدود 2 مگابايت مي باشد و کرک برنامه در داخل فايل زيپ قرار دارد)
رمز فايل: ندارد
لينک دانلود غيرمستقيم و از سايت رپيدشر مي باشد. براي آشنايي با نحوه دانلود از سايت رپيدشر (Rapidshare) اينجا کليک کنيد
اروپایی ها به زودی می توانند لپ تاپ های صد دلاری موسوم به لپ تاپ XO را که به منظور کمک به کودکان کشور های در حال توسعه تولید شده اند از آمازون بخرند .
سازمان موسوم به OPLC ، در نظر دارد این لپ تاپ ها را از اواخر ماه نوامبر از طریق سایت آمازون در اروپا نیز به فروش برساند .
این لپ تاپ ها بر اساس موافقت نامه یکی بخر ، یکی هدیه بده ، عرضه می شوند .
بر اساس این موافقت نامه ، هر خریدار اروپایی با پرداخت مبلغ خرید دو دستگاه لپ تاپ ، یک لپ تاپ دریافت و یک لپ تاپ را به کودکی در کشور های در حال توسعه اهدا می کند . کودکان دریافت کنند این لپ تاپ ها باید در مدرسه مشغول به تحصیل باشند .
در پی اجرای موفقیت آمیز این طرح در آمریکا ، سازمان OPLC تصمیم گرفت آن را در اروپا نیز به اجرا بگذارد .
سازمان OPLC ، هزینه خرید هر لپ تاپ در اروپا را معادل 313 یورو اعلام کرد .
لپ تاپ XO را می توان در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا و همچنین در سوئیس ، روسیه و ترکیه خرید . از زمان آغاز این طرح در نوامبر 2007 بیش از 190 هزار دستگاه لپ تاپ XO در آمریکا به فروش رسیده است .
ایده اصلی OPLC در این طرح ، تولید لپ تاپ های کوچک و قدرتمند برای بچه های مدرسه ای بود که کمتر از صد دلار قیمت داشته باشند و میلیون ها کودک در سراسر دنیا بتوانند از آن استفاده کنند .
هزینه تمام شده نسخه نهایی دستگاه 188 دلار است و تاکنون تنها 600 هزار دستگاه از این نوع ( نسخه نهایی ) به فروش رفته است .
منبع : بی بی سی
علاقه به حل جدول در بسیاری از افراد وجود دارد. این نرم افزار شبیه ساز جدول در رایانه است. شما در اوقات بیکاری می توانید درون رایانه جدول حل کنید و از حل کردن آنها لذت ببرید. از ویژگی های این برنامه محیطی ساده، حجم بسیار کم، کاملاً رایگان و بدون محدودیت. این جمله معروف را هم فراموش نکنید: جدول حل کنید تا فراموشی نگیرید…

لينک دانلود (حجم فايل حدود 1 مگابايت مي باشد)
لينک دانلود غيرمستقيم و از سايت رپيدشر مي باشد. براي آشنايي با نحوه دانلود از سايت رپيدشر (Rapidshare) اينجا کليک کنيد
مشکل بسیار بزرگی که ایرانیان خارج نشین در گفتگو با مردم انگلیسی زبان داشته ایم ، بیان اصطلاحاتِ رایج در زبان فارسی بوده که نمیشد به زبان انگلیسی ترجمه کرد، اما اکنون این مشکل هم الحمدالله برطرف شد!!
*My father came out, and I will take out your father!
پدرم در آمد و پدر تورا هم در ميارم))
*May they take away your 'dead washer'! (مرده شورتو ببرن!)
*Ghosts of your stomach! (ارواح شکمت!)
*Don't put a hat on my head! (سرم کلاه نگذار!)
*Why are you selling me wet wood?? (چراهيزم تر بمن می فروشی?)
*Light up my homework! (تکليفم رو روشن کن!)
*His donkey passed the bridge. (خرش از پل گذشت)
*Cut tail! (دم بريده)
*What kind of dirt shall I put on my head? (چه خاکی بر سرم بکنم?)
*His head is playing with his tail! (سرش با دمش (..) بازی می کنه!)
*Pull your carpet out of the water! (گليمتو از آب بکش!)
*Happiness has hit you under your stomach! (خوشی زده زير دلش!)
*Punch you so hard that electricity will come out of your eyes!
(چنان بزنم که برق از چشمت بپره!)
*Snake Venom! (زهر مار !)
*Disease! (مرض!)
*Pain without a cure! (درد بی درمون!)
*He thinks he has fallen out of an elephant's nose?!
(فکر می کنه از دماغ فيل افتاده?!)
*Dog's mustache (سگ سبيل)
*I'll take out your eyes! (چشتو در ميارم!)
*Your step on my eye! (قدمت روی چشمم!)
*May I be sacrificed for you! (قربونت برم!)
*You have seen camel; you haven't seen. (شتر ديدی نديدی.)
*Don't drop worms! (کرم نريز!)
*He does long tongue!! (زبون درازی می کنه!!)
*Donkey into donkey!!! (خرتوخره!!!)
*They are like an elephant and a tea cup! (مثل فيل و فنجون می مونن)
*Don't put watermelon under my arms! (هندونه زير بغلم نده!)
*I'll make you one with the wall! با ديوار يکيت می کنم)!)
*I wanted to see who my nosey person is?! (ميخواست ببنم فضولم کيه?!)
*Don't look at me left left!! (بهم چپ چپ نگاه نکن!!)
*Took the water from my face! (Aabeh roomo bord!)
*Painted us black! (مارو رو سياه کرد!)
*The door to the pot is open, where is the integrity of the cat? (در ديزی بازه حيای گربه کجا رفته?)
*You can't ride a camel bending, bending! (شتر سواری دلا دلا نمی شه!)
*The blind read! (کور خونده!)
*The dog was hitting, the cat was dancing! (سگ ميزدگربه می رقصيد!)
*You brought my life up to my lip! (جونم و بلبم رسوندی!)
*My soul reached my lips! (جونم بلبم رسيد!)
*Inside head eater!! (توسری خور!!)
*It's hit my head! (زده به سرم!)
*Blind cat! ('گربه کوره!)
*My head whistled! (سرم سوت کشيد!)
*My job is done. (کارم تمومه.)
*Burnt father! (پدر سوخته!)
*His mouth still smells like milk! (هنوز دهنش بوی شير میده!)
*I haven't said anything to her and she has grown a tongue! هيچه بهش نگفتم، زبون در آورده)!)
*I hope your eyes go blind! (چشمت کور!)
*I grabbed it out of his belly. (از دلش در آوردم.)
*One is too little, two is sad, the third is sure. (يکی کمه دوتا غمه سومی خاطر جمعه.)
*It was hitting and banging! (بزن بکوب بود!)
*May your hand not hurt. (دستت دردنکنه.)
*May your head not hurt. (سرت درد نکنه.)
*Don't be tired! (خسته نباشی!)
*I hope your mind goes up! (فهمت بره بالا!)
*Choke!!! (خفه شو!!!)
*Killed the cat by the honeymoon suite! (گربه رو دم حجله کشت!)
*Not coming not coming, when coming, two two coming!! (نمياد نمیاد وقتی مياد دوتا دوتا مياد!)
*No daddy!!! (نه بابــــــا!!!)
*Go daddy!!! (برو بابــــــــْآ !!!)
*Let's hit and go! (بزن بريم!)
*One pot tells the other pot your face is black?! (ديگ به ديگ ميگه روت سياه?!)
*Make him a donkey! (خرش کن!)
*Come short! (کوتاه بيا!)
*Money is not the bear's grass!! (پول علف خرس نيست!!)
*A hundred years to these years! (سد سال به اين سال ها!)
*Your warm breath! (دمت گرم!)
*Her stomach is happy. (دلش خوشه.)
*My stomach is tight. (دلم تنگه.)
*Wide ass!! (کون گشاد!!)
*My stomach burned for her! (دلم براش سوخت!)
*Stomach to stomach has a path! (دل به دل راه داره!)
*Big bear! (خرس گنده!)
*Stomach is not in his stomach!! (دل تو دلش نيست!)
*It doesn't have math or books! (حساب کتاب نداره!)
*I'll eat your liver! (جيگرتو بخورم!)
*Sink your teeth into liver a little bit! (يک کمی دندو رو جيگر بذار!)
*It's raining dogs here! (اينجا سگ سارونه!)
*One gear! (يک دنده!)
*His pocket is wide as mullah's ass! (جيبش مثل کون ملاگشاده!)
*Dirt on your head!! (خاک برسرت!!)
*My stomach is making salt! (دلم شور می زنه!)
*I died from laughter. (از خنده مردم.)
*It is from my God! (از خدامه!)
*He was stuck between the earth and the sky. (مونده بود بين زمين و آسمون.)
*From each of her fingers a talent rains! (از هر انگشتش هنر ميباره!)
*Make your hat the judge! (کلاهتو قاضی کن!)
*I won't even give you a non-curing disease! (درد بی درمون هم بهت نميدم!)
*A flower has no front or back! (گل پشت رو نداره!)
*Without dad and mom! (بی پدر مادر!)
*He put a finishing stone! (سنگ تمام گذاشت!)
*His health is a ball! (حالش توپه!)
*I know him like the palm of my hand. (مثل کفت دستم می شناسمش.)
*Have I smelled the palm of my hand?? (مگه کف دستموبو کردم??)
*She hits one handed! (يک دستی می زنه!)
*Without back of work! (پشتکارنداره!)
*Donkey head! (کله خر!)
*Wind hitter. (باد بزن.)
*Water puller. (آب کش.)
*Hat lifter! (کلاه بردار!)
*You are the darling of my stomach. (عزيز دلمی.)
*She is very heavy and colourful! (خيلی سنگين رنگينه!)
*Don't make yourself spoiled!! (خودتو لوس نکن!!)
*Drink of life! (نوش جان!)
*Unknowledgeable in salt!! (نمک نشناس!!)
*Without salt! (بی نمک!)
*With salt! (با نمک!)
*Without steam! (بی بخار !)
*Don't be narrow and orange!! (نازک نارنجی نباش!!)
*You ate my head!! (سرمو خوردی!!)
*Again the same soup and the same bowl!! (بازهم همان آش و همان کاسه!!)
*Your eyes see beautiful! (چشمتون قشنگ می بينه!)
*May your eyes be bright! (چشمتون روشن!)
*He took her tear out! (اشکشو در آوردی!)
*Her colour has jumped away! (رنگش پريده!)
*The patient stone. (سنگ صبور.)
*Your place is very empty! (جات خيلی خاليه!)
*One hand has no voice. (يک دست سدا نداره.)
*I want the donkey and the dates. (هم خرو ميخواد هم خرمارو.)
*My new sleeve, eat rice!! (آستين نو بخور پلو!!)
*Her friendship is like the friendship of Auntie Bear! (دوستيش مثل دوستی خاله خرسه اس!)
*She still has two and a half swallows left!!! (هنوز دوقورت و نيمش باقيه!!!)
*Don't see how tiny the pepper is, break it and see how sharp it is! (فلفل نبين چه ريشه بشکن ببين چه تيزه!)
*One crow, forty crows! (يک کلاغ چهل کلاغ!)
*Hear and don't believe! (بشنو و باور نکن!)
*Leave it alone, it's not male male, or female female! (ولش کن نه نر نره نه ماده ماده!)
*If you're a crow, then I'm a baby crow! (اگه تو کلاغی من بچه کلاغم!)
*The onion has been hanging out with the fruit!! (پياز هم خودشو قاطی ميوه ها کرده!!)
*Which instrument of yours should I dance to?? (با کدوم سازت برقصم??)
*May God never subtract you from brotherhood! (خدا از برادری کمت نکنه!)
*My stomach became a kabob! (دلم کباب شد!)
*Die for someone who will have a fever for you! (برای کسی بمير که برات بميره!)
*Fartnose! (گوز دماغ!)
*Ouch life/soul!! (آخ جوووون!!)
*My veins and roots came out!! (رگ و ريشه ام در اومد)
جدول سودوکوی پوپک یک بازی سالم و مفرح برای تمام سنین است. این بازی همان جدول سودوکو ولی با امکانات بیشتر است . شما در این بازی می توانید جدول سودوکو حل کنید یا طراحی کنید و یا از جدول ها پرینت بگیرید . این بازی کاملاً هوشمند است و امکاناتی همچون : حل جدول ٬ انتخاب جدول به صورت اتفاقی٬ راهنمایی در حل جدو ٬ اندوختن جدول و ... را دارد. جدول سودوکوی پوپک دارای یک آرشیو است که در آن تمام جدول ها موجود و شما می توانید جدول های طراحی شده ی خود را به آرشیو آن بیافزایید و یا اینکه جدول خاصی را از آرشیو حذف کنید و یا به وسیله ی گزینه ی به روز رسانی آرشیو خود را کامل و به روز کنید. این بازی مناسب همه ی سنین است و حتی می توانید به صورت گروهی یک جدول را حل کنید .

لينک دانلود (حجم فايل حدود 2 مگابايت مي باشد)
لينک دانلود غيرمستقيم و از سايت رپيدشر مي باشد. براي آشنايي با نحوه دانلود از سايت رپيدشر (Rapidshare) اينجا کليک کنيد
آن چه که در مورد اين شراب برای ما ايرانی ها می تواند جالب باشد نام اين عصاره پرخاصيت انگور است که برگرفته از نام مالک آن آقای داريوش خالدی است. بله، واينری يا همان کمپانی سازنده اين شراب متعلق به يک ايرانی است به نام داريوش خالدی. او يک مهندس راه و ساختمان ايرانی است که تا پيش از انقلاب در شيراز (شهر شعر و البته شراب) زندگی می کرده. پدر وی به صورت تفننی شرابی می انداخته و داريوش هم از آنجا که از نوجوانی دلخسته و عاشق می ناب بوده يواشکی و دور از چشم پدر گهگاه به خمره دمی می زده. بعد تر او که بسيار شراب خوب می شناخت شروع کرد به جمع آوری بهترين شراب های دنيا.

با وقوع انقلاب ۵۷ او هم چون بسياری ديگر از ايرانيان با کوچ اجباری به آمريکا زندگی جديدی را با تمام مشکلاتی که برای يک مهاجر هست آغاز کرد. او و شوهر خواهرش ابتدا تمام اموال و پس انداز خود را روی هم گذاشتند و يک سوپر مارکت ورشکست شده را خريداری کردند که همان يک فروشگاه شکست خورده حالا با ۱۵۰ شعبه تبديل به يک بنگاه اقتصادی موفق شده. ولی اين موفقيت ها تنها آغازی بود برای جهش بزرگ داريوش خالدی.
وی در سال ۱۹۹۷ با خريد زمينی بزرگ در نپا ولی که مرکز شراب آمريکا است رسما سرزمين داريوش را بنياد گذاشت. او خود می گويد که از همان نوجوانی آرزوی روزی را داشتم که تشکيلاتی چون اين را پايه ريزی کنم. حال با ديدن کاخ عظيمی که به زيبايی هر چه تمامتر و به سبک ايران باستان و الهام گرفته از کاخ های کورش و داريوش کبير ساخته شده و با داشتن يکی از بزرگترين، معروف ترين و بهترين شراب سازی های دنيا بايد گفت که او به آنچه آرزو داشت رسيده .

لوحه ی استوانه ای کورش بزرگ در سال 1879 میلادی توسط « هرمز رسام »( باستان شناس بریتانیایی آسوری تبار ) در شهر بابل ( در کشور عراق کنونی ) یافته شد.
نخستین آوانویسی لوحه توسط « سر هنری راولینسون »( Sir H.C. Rawlinson ) در « مجله ی انجمن سلطنتی آسیایی »( Journal of the Royal Asiatic Society ) سری جدید شماره ی 12 ( سال 1885 ) به چاپ رسید.
نخستین نسخه برداری توسط « تئوفیلوس گ. پینچس »( Theophilus G. Pinches ) در کتاب « سنگ نبشته های آسیای غربی » ( Cuneiform Inscription of Western Asia ) معروف به « پنج راولینسون » در مجلد پنجم شماره 35 در سال 1882 میلادی به چاپ رسید.
در این اواخر تحقیقات جدید نشان داد که قسمتی از یک لوحه ی استوانه ای که آن را نبونئید پادشاه بابل می دانستند و در موزه ی دانشگاه « ییل »( Yale ) در آمریکا نگهداری می شد و در کتاب سنگ نبشته های بابلی در مجموعه ی « ج.ب. نیس »( Babylonian Inscription in the Collection of J.B. Nies ) مجلد دوم شماره ی 32 به چاپ رسیده است، جزئی از لوحه ی کورش بزرگ از سطر 36 تا 43 می باشد. از این رو قطعه ی مزبور به انگلستان برده شد و به لوحه ی اصلی ملحق گردید.
متن این قطعه همراه با متن لوحه ی اصلی یکجا در سال 1975، به همراه تصحیحات و یادداشت های بسیار سودمند آقای پروفسور « پاول ریچارد برگر »( Paul Richard Berger ) استاد دانشگاه « مونستر »( Munster ) آلمان در مجله ی آشورشناسی ( Zeitehrift für Assyriologie ) مجلد 64 ( جولای 1975 ) به چاپ رسید.
متن منشور کورش بزرگ برای نخستین بار توسط دکتر « عبدالمجید ارفعی » از خط میخی به فارسی ترجمه شد.
جنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتی متر درازا و ۱۱ سانتی متر پهنا دارد و در اکنون در بخش «ایران باستان» در موزه ی بریتانیا نگهداری می شود.
متن منشور كوروش نوشته رضا مرادی غیاث آبادی

پیش از متن کامل منشور، گزیده ای از مشهورترین بخش آن، در آغاز آورده می شود
منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَد، شاه چهار گوشه ی جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ … نوه ی کورش، شاه بزرگ … نبیره ی چیش پیش، شاه بزرگ …
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه ی مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابـِل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد … من برای صلح کوشیدم.
من برده داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
مَردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم …
من همه ی شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه ی خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.
همه ی مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه ی مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره ی خدایان سومر و اَکـَد را که نَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. بشود که دل ها شاد گردد.
بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی ِبلند خواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند : «به کورش شاه، پادشاهی که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.»
من برای همه ی مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.
متن کامل
منشور کورش بزرگ
نخستین اطلاعیه ی حقوق بشر در جهان

1. «کورش» (در متن بابلی : «کو - رَ - آش»)، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه «بـابـِل»(با - بی - لیم)، شاه «سـومـر»(شو- مـِ - ری) و «اَکـَّد»(اَک - کـ َ- دی - ای)، ...
2. ... همه ی جهان.
(از این جا تا پایان سطر نوزدهم، نه از زبان کورش، بلکه به روایت ناظری ناشناخته که می تواند نظر اهالی و بزرگان بابل باشد، بازگو می شود.)
3. ... مرد ناشایستی به فرمانروایی کشورش رسیده بود.
4. او آیین های کهن را از میان برد و چیزهای ساختگی به جای آن گذاشت.
5. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه»(اِ- سَگ - ایلَـه) برای شهر «اور»(او - ریم) و دیگر شهرها ساخت.
(«اِسَـگیـلَـه / اِزاگیلا» نام نیایشگاه بزرگ «مردوک» یا خدای بزرگ است. این نام شباهت فراوانی با نام نیایشگاه ایرانی «اِزَگین» در «اَرَتـَه» دارد که در حماسه ی سومری «اِنمِـرکار و فرمانروای اَرَته» بازگو شده است. آقای «جهانشاه درخشانی» در «آریاییان، مردم کاشی و دیگر ایرانیان»(تهران، 1382، ص 507)، «اِزَگین» را به معنای «سنگ لاجورد» می داند. از سوی دیگر «کاسیان» نیز رنگ آبی را رنگ خداوند به شمار می آوردند و «کاشـّو / کاسـّو»، نام خدای بزرگ آنان به معنای «رنگ آبی» است. امروزه همچنان واژه ی «کاس» برای رنگ آبی در گویش های محلی بکار می رود. برای نمونه در گیلان، مردان با چشم آبی را «کاس آقا» خطاب می کنند. همچنین برای آگاهی از پیوند اَرَتـَه با نواحی باستانی ِحاشیه ی هلیل رود در جنوب جیرفت بنگرید به : مجیدزاده، یوسف، جیرفت کهن ترین تمدن شرق، تهران، 1382)
6. او کار ناشایست قربانی کردن را رواج داد که پیش از آن نبود ... هر روز کارهایی ناپسند می کرد، خشونت و بدکرداری.
7. او کارهای ... روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نامناسب در زنـدگی مـردم دخالت می کرد. اندوه و غم را در شهرها پراکند. او از پرستش «مَـردوک»(اَمَـر - اوتو) خدای بزرگ روی برگرداند.
(گمان می رود نام «مردوک» با واژه ی آریایی و اوستایی «اَمِـرِتات» به معنای «جاودانگی / بی مرگی» در پیوند باشد. اما ویژگی های دیگر مردوک شباهت هایی با «اهورامزدا» دارد و همچون او در سیاره ی «مشتری» متجلی می شده است. همان گونه که مردوک را با نام «اَمَـر - اوتو» می شناخته اند؛ از او با نام آریایی و کاسی ِ«شوگورو» نیز یاد می کردهاند که به معنای «بزرگ ترین سرور» بوده و با معنای اهورامزدا (سرور دانا / سرور خردمند) در پیوند است)
8. او مردم را به سختی معاش دچار کرد. هر روز به شیوه ای ساکنان شهر را آزار می داد. او با کارهای خشن ِخود مردم را نابود می کرد ... همه ی مردم را.
9. از ناله و دادخواهی مردم، «اِنلیل / ایـلـّیل» خدای بزرگ (= مردوک) ناراحت شد ... دیگر ایزدان آن سرزمین را ترک کرده بودند.
(منظور آبادانی و فراوانی و آرامش)
10. مردم از خدای بزرگ می خواستند تا به وضع همه ی باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانه ی شان رو به ویرانی می رفت، توجه کند. مردوک خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدان به «بابـِل» بازگردند.
11. ساکنان سرزمین «سومِـر» و «اَکـَّد» مانند مردگان شده بودند. مردوک به سوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
12. مردوک به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همه ی کشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب که او را یاری دهد. آنگاه او نام «کورش» پادشاه «اَنـْشان»(اَن - شـَ - اَن) را برخواند. از او به نام پادشاه جهان یاد کرد.
13. او تمام سرزمین «گوتی»(کو - تی - ای) را به فرمانبرداری کورش درآورد. همچنین همه ی مردمان «ماد»(اوم - مـان مَـن - دَه) را. کـورش با هر «سیاه سر» (همه ی انـسان ها) دادگرانه رفتار کرد.
(در تداول، نام ِبابلی «اومان منده» را با «ماد» برابر می دانند. اما به نظر می آید که این نام بر همه یا یکی از اقوام آریایی که در هزاره ی دوم پیش از میلاد به میان دورود مهاجرت کرده بوده اند؛ اطلاق می شده است.)
14. کورش با راستی و عدالت کشور را اداره می کرد. مردوک، خدای بزرگ، با شادی از کردار نیک و اندیشه ی نیکِ این پشتیبان ِمردم خرسند بود.
15. او کورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد؛ در حالی که خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام برمی داشت.
(ممکن است منظور دیده شدن سیاره ی مشتری بوده باشد. در باورهای ایرانی، سیاره ی مشتری نماد آسمانی ِ«اهورامزدا / مردوک» بوده است. نک به : بارتل ل. واندروردن، پیدایش دانش نجوم، ترجمه ی همایون صنعتی زاده، 1372. او حتی منظور از «سپاه پر شمار او» را نیز ستارگان آسمان می داند.)
16. لشکر پر شمار او که همچون آب رودخانه ای شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ افزارها در کنار او ره می سپردند.
17. مردوک مقدر کرد تا کورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت. او «نـَبـونـید»(نـَ - بو - نـ َ- اید) شاه را به دست کورش سپرد.
18. مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَکـَّد و همه ی فرمانروایان محلی فرمان کورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهره های درخشان او را بوسیدند.
19. مردم سروری را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همه ی ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.
20. منم «کورش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَّد، شاه چهار گوشه ی جهان.
(از این جا روایت به صیغه ی اول شخص و از زبان کورش بازگو می شود. استرابو نقل می کند که «کورش» نامی است که او پس از پادشاهی و با الهام از رود «کـُر» در جنوب پاسارگاد بر خود نهاد. پیش از این ، نام او «اَگـرَداتوس»(Agradatus) (اَگـرَداد / اَگـراداد) بوده است. نک به : جغرافیای استرابو، ترجمه ی هـ. صنعتی زاده، 1382، ص. 319)
21. پسر «کمبوجیه»(کـ َ- اَم - بو - زی - یَه)، شاه بزرگ، شاه «اَنـْشان»، نـوه ی «کـورش»(کـورش یکم)، شاه بزرگ، شاه اَنشان، نبیره ی «چیش پیش» (شی - ایش - بی - ایش)، شاه بزرگ، شاه اَنشان.
22. از دودمانی کـه همیشه شاه بوده اند و فرمانروایی اش را «بـِل / بعل» (بـ ِ- لو) (خداوند / = مردوک) و «نـَبـو»(نـ َ- بو) گرامی می دارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم؛
(«نـَبو» ایزد نویسندگی و دبیری بوده، و نیایشگاه او به نام «اِزیدَه» خوانده می شده است. ورود کورش «بدون جنگ و پیکار» به بابل، نه تنها در گزارش او، بلکه در متون بابلی همچون «سالنامه ی نبونید» و نیز در «تواریخ هرودوت»(کتاب یکم) تایید شده است. برای آگاهی از سالنامه ی نبونید نگاه کنید به : Hinnz, W., Darios und die Perser, I, 1976, p. 106.)
23. همه ی مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مَردوک دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
(پذیرش کورش توسط مردم، در «کورش نامه / سیروپدی»(Curou Paideia) نوشته ی گزنفون نیز تایید شده است. گزنفون اظهار می دارد که مردمان همه ی کشورها با رضایت خودشان پادشاهی و اقتدار کورش را پذیرفته بودند (سیروپدی، کتاب یکم))
24. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
25. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم. نـَبونید، مردم درمانده ی بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شأن آنان نبود.
26. من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک از کردار نیک من خشنود شد.
27. او بر من، کورش، که ستایشگر او هستم، بر پسر من «کمبوجیه» و همچنین بر همه ی سپاهیان من،
28. برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مَردوک همه ی شاهانی که بر اورنگ پادشاهی نشسته اند؛
29. و همه ی پادشاهان سرزمین های جهان، از «دریای بالا» تا «دریای پایین»(دریای مدیترانه تا دریای فارس)، همه ی مردم سرزمین های دوردست، همه ی پادشاهان «آموری»(اَ - مور - ری - ای)، همه ی چادرنشینان،
30. مـرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از ... تا «آشـور» (اَش - شور) و «شوش» (شو - شَن)
31. من شهرهای «آگادِه»(اَ - گـَ - دِه)، «اِشنونا»(اِش - نو - نَک)، «زَمبان»(زَ - اَم - بـَ - اَن)، «مِتورنو»(مـِ - تور - نو)، «دیر»(دِ - ایر)، سرزمین «گوتیان» و شهرهای کهن آن سوی «دجله»(ای - دیک - لَت) که ویران شده بود را از نو ساختم.
32. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی که بسته شده بود را بگشایند. همه ی خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم. همه ی مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم. خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه ی مردم را به همبستگی فرا خواندم.
(با این که هیچ دلیل قاطعی در زرتشتی بودن ِکورش بزرگ در دست نیست؛ اما او همچون زرتشت به این باور کهن ایرانی پایبند بوده است که هر کس در پرستش خدای خود و انتخاب دین خود آزاد است. افسوس که موبدان زرتشتی ِعصر ساسانی با سختگیری و خشونت های بی شمار و اعمال سلیقه های شخصی در تحریف آیین زرتشت، به این دستاورد با ارزش فرهنگ ایرانی آسیب زدند.)
33. هم چنین پیکره ی خدایان سومر و اَکـَّد را که نـَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود؛ به خشنودی مَردوک به شادی و خرمی،
34. به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم، بشود که دل ها شاد گردد. بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم،
(گشایش و بازسازی نیایشگاه ها به فرمان کورش، دست کم در یک متن دیگر شناخته شده است. بر این لوح چهار سطری که از «اَرَخ» در میان دورود کشف شده، آمده است : «منم کورش، پسر کمبوجیه، شاه توانمند، آن که «اِسَگیلَه» و «اِزیدَه» را باز ساخت.» برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به صفحه ی 156 مقاله ی W. Eilers در کتاب شناسی)
35. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیک خواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند: «به کورش شاه، پادشاهی که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.»
(در باورهای ایرانی، «سرای سپند» یا «اَنَـغْـرَه رَئـُچَـنـْگـْه» (اَنـَغران / اَنارام) به معنای «روشنایی ِبی پایان و جایگاه خدای بزرگ یا اهورامزدا و بهشت برین است.)
36. بی گمان در روزهای سازندگی، همگی ِمردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه ی مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم.
(صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم) ...
37. … غاز، دو اردک، ده کبوتر. برای غازها، اردک ها و کبوتران …
(از سطر 37 تا 45 بخش نویافته ای است که در مقاله ی «درباره ی منشور کورش» به آن اشاره شد. این نُه سطر دنباله ی بلافصل سطرهای پیشین نیست.)
38. ... باروی بزرگ شهر بابل بنام «ایمگور - اِنلیل»(ایم - گور - اِن - لیل) را استوار گردانیدم ...
39. ... دیوار آجری خندق شهر را،
40. ... که هیچ یک از شاهان پیشین با بردگان ِبه بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند؛
41. ... به انجام رسانیدم.
42. دروازه هایی بزرگ برای آن ها گذاشتم با درهایی از چوب «سِدر» و روکشی از مفرغ ...
43. ... کتیبه ای از پادشاهی پیش از من بنام «آشور بانیپال»(آش - شور - با - نی - اَپ - لی)
44. ...
45. ... برای همیشه !

زندگی نامه ی کوروش کبیر ! بخونید تا بفهمید جایگاه ما کجاست !
همه ی ما ایرانی ها بدون شک کوروش کبیر رو میشناسیم و اونو به عنوان یکی از بزرگترین افتخارات ایران زمین میدونیم بنابراین منم زندگی نامه ی کوروش کبیر رو در سایت قرار دادم تا اطلاعات بیشتری ازش داشته باشیم بدون شک زندگی نامه ی کوروش بسیار وسیع تر از اون چیزیه که تو کتابای درسی برامون نوشتن
کوروش از بدو تولد مورد حسادت و کینه ی پادشاه وقت قرار گرفته بود و به مرگ بسیار نزدیک بود اما لطف خداوند مانع از نابودی ذوالقرنین گشت و کوروش را چوپانی نزد خود نگه میدارد و ....


اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشاه بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.
اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان.
مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن.
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود.
هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.
كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند.
اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند.
توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت. افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند . امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد.
همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند . بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست
مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.
هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .
بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است.
ترفند لگین کردن چند ID بدون نرم افزار
SMS رایگان بدید با سیم کارت همراه اول
هر آنچه را که میپسندید از یوتیوب جدا کنید!
چگونه كليپ های ویدیویی سایت YouTube را دانلود کنیم؟!
هر وب سایتی را که میخواهید ویرایش کنید!
آیا دوستان شما در 24 ساعت گذشته در یاهو مسنجر آنلاین بوده اند؟
7 ترفند جالب و کاربردی از یاهو
روشن كردن كامپیوتر تنها با وارد كردن اسم خود






























































Fi 2 Fa نام نرم افزاری است که شما توسط آن می توانید تمامی اس ام اس های موجود در گوشی خود را از حالت فینگلیش ( به عنوان مثال : salam ) به حالت فارسی ( سلام ) و بالعکس یعنی از فارسی به فینگلیش تبدیل کنید . جالب است این طور نیست ؟؟؟؟؟؟؟ با گران شدن نرخ اس ام اس های فینگلیش وجود این نرم افزار واقعا احساس می شد که این کار توسط سازنده نرم افزار جناب آقای علی واثقی انجام شد و این نرم افزار ساخته شد .
با گران شدن نرخ اس ام اس های انگلیسی عده ای به علت اینکه همچنان به نوشتن اس ام اس فینگلیش عادت داشتند و نوشتن یک کلمه اس ام اس فارسی برایشان سخت بود و همچنین به علت تسلط به حروف انگلیسی و اس ام اس فینگلیش حاضر هستند تا گرانی اس ام اس فینگلیش را به جان بخرند اما اس ام اس فارسی را ننویسند زیرا همان طور که خودتان می دانید تایپ اس ام اس فینگلیش خیلی سریعتر و راحت تر از تایپ اس ام اس فارسی است . اما نگران نباشید نرم افزار Fi 2 Fa برای حل مشکل شما ساخته شده است . شما می توانید در گوشی خود به راحتی و همانند قبل به سرعت اس ام اس فینگلیش خود را بنویسید و این اس ام اس تایپ شده را به نرم افزار Fi 2 Fa بدهید تا Fi 2 Fa متن اس ام اس فینگلیش شما را خیلی سریع و راحت به اس ام اس فارسی تبدیل کند . فکر نمی کنیم با این توضیحات با کاربرد این نرم افزار آشنا نشده باشید پس پیشنهاد می کنیم هرچه زودتر این نرم افزار را دانلود کرده و بر روی گوشی خود نصب کنید و از آن لذت ببرید .
راهنمای نصب: در فایل دانلود ۵ نرم افزار گذاشته شده است که شما باید آن ها را حتما به همان ترتیب شماره گذاری شده نصب کنبد وگرنه در اجرای این نرم افزار با مشکل مواجه خواهید شد . همچنین تمام ۵ فایل را در حافظه داخلی گوشی خود نصب کنید . نگران نباشید این ۵ فایل اصلا فضایی از گوشی شما را نمی گیرد . پس از دانلود فایل آن را از حالت فشرده خارج کنید و تمام این ۵ فایل را در یک پوشه قرار دهید و این پوشه را توسط کابل یا رم ریدر به گوشی خود انتقال دهید . سپس از فایل شماره ۱ شروع به نصب کنید تا به فایل شماره۵ برسید .
لينک دانلود مستقيم (حجم فايل کمتر از يک مگابايت مي باشد)
رمز فايل: www.mobin-group.com
براي دانلود، روي هر يک از لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.
نکته: فایل مورد نظر بصورت فشرده با پسوند Zip میباشد. لذا بعد از دریافت فایل، آن را از حالت فشرده خارج و سپس با استفاده از دستگاه بلوتوث یا کابل و یا دستگاه کارت ریدر برروی گوشی موبایل خود Install نمایید.

عمو نوروز سر تا پای خودش را توی آیینه ورانداز کرد. لباسش سبز ِ سبز بود. پر بود از گل های رنگارنگ. سر آستین هایش صورتی بود. به رنگ گل های بهاری. کفش هایش طلایی رنگ بود، شلوار گشادش قهوه ای رنگ. به رنگ خاک نم گرفته. یقه پیراهنش سبز کمرنگ بود. به رنگ جوانه تازه دمیده. اما دلش افسرده بود.
مگر می شود شب عید نوروز دل عمو نوروز افسرده باشد؟... عمو نوروز کلاه بوقی منگوله دارش را که سبز پررنگ بود سر جایش گذاشت و دستی به ریش بلندش کشید. تصمیم گرفت که شب نوروز امسال برای بچه ها قصه بگوید. کوله بارش را به دوش کشید. در را باز کرد و بیرون رفت...
تیک تاک ساعت ذوق و شوق پسرک را صد چندان کرده بود. فردا روز عید نوروز بود، اما پسرک از شوق دیدن عمو نوروز خوابش نمی برد. مادرش گفته بود که عمو نوروز در شب عید، وقتی بچه ها به خواب می روند، برایشان هدیه های خوب می آورد. اما او هنوز بیدار بود! به خودش نهیب زد: بخواب! وگرنه هدیه بی هدیه! ساعتی گذشت ... کودک به خواب رفت...
در اطاق با صدای جیر جیر نازکی باز شد. کودک چشمانش را گشود. نور سبز رنگ لطیفی کم کَمک از پشت در به اطاق رخنه می کرد. در بیشتر باز شد. نور سبز رنگ جلوه بیشتری یافت. کودک به زیر خزید و پتو را تا زیر بینی اش بالا کشید. حالا در کاملا باز شده بود و مردی در آستانه در بود که کوله باری بر دوش داشت. پسرک با خوشحالی زمزمه کرد: عمو نوروز!
عمو نوروز نزدیک تر آمد و گفت: تو هنوز بیداری؟ چه موهای سیاهی داری تو!
پسرک فقط خندید. زل زد به چشم های عمو نوروز.
- تو عمو نوروز منی!
- آره! من عمو نوروزِ همه بچه ها هستم.
- برای من هدیه آوردی؟
- معلومه که آوردم! اما خودت که می دونی... همه بچه ها باید وقتی خواب اند هدیه شان را از عمو نوروز بگیرند.
- اما من که بیدارم!
- آره... بیداری... حالا برای اینکه بخوابی برای تو یک قصه تعریف می کنم و وقتی خوابیدی هدیه ات رو بالای سرت می ذارم.
- من خیلی دوستت دارم عمو نوروز!
- من هم همین طور... منم همه بچه ها را دوست دارم... و اما قصه من... قصه آرش... آرش ِ کمانگیر!
آخرین فرمان:
باید اکنون پهلوانی از شما تیری کند پرتاب
گر به نزدیکی فرود آید،
مرزهاتان تنگ!
خانه هاتان کور!
ور بپرّد دور...
آه... کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان!
شکست چه واژه تلخی بود. آنقدر تلخ که زبانها لحظه ای آنرا نگه نمی داشتند. هر کسی بر زبانش می آورد، دلش پر درد می شد. منوچهر شاه به چهره پهلوانان لشگرش نگاه کرد. سر ها به زیر بود. منوچهر آه کشید. گناه او نیز کمتر از سردمداران لشگرش نبود. به قول و قرارش با افراسیاب فکر کرد. کیست آنکه از قله دماوند بالا رود و قدرت کمانش آنگونه باشد که مرز ایران و توران را تا آنجا که ممکن است عقب براند. هیچکس...
هیچکس؟ چرا! کسی هست. نه قهرمان پولادین بازو و نه سردمدار دلیر لشگر. کسی که عشق به ایران وادارش می کند تا داوطلب پرتاب تیر شود. اینک آرش کمانگیر، تیر و کمان به دست، وارد خیمه منوچهر، شاه ایران می شود. تعظیم می کند. منوچهر از قدرت بازوی او در شک است. علت شکست او از افراسیاب همین بود. شاه ایران فقط به قدرت بازو می اندیشید. حال، آرش قدرت ایمان را برایش معنا می کرد. آرش کمانگیر قدمی به جلو آمد. به ناگاه جامه اش را از تن درید و برهنه شد. ندا داد: تن پاک مرا بنگرید که بی عیب و آهو است. اینک من، آرش کمانگیر، رهسپار البرز کوه می شوم تا بر بلند ترین قله اش با کمانم یکی شوم، پرواز کنم، زندگی دوباره به ایرانشهر ببخشم. کمان به دست گرفت و از خیمه بیرون رفت.
صبحگاهان، مردم کوچه و بازار در میان خنده و قهقهه لشگر تورانیان مردی را دیدند که جامه خشن به تن کرده و تیر و کمان بدست راهی البرز کوه است. همهمه در میان مردم پیچید... کمانداری که قرار است با پرتاب تیرش حدود مرز ایران و توران را مشخص کند اینست؟... او که چندان قوی و پر زور نیست... من که خیلی ها را قدرتمند تر از او سراغ دارم...
آرش می شنید و پیش می رفت. در میان همهمه و هیاهوی بعضی مردم کوته بین، دعا های خیری هم بدرقه راه آرش بود. از همه سو برای او آرزوی توفیق می شد. آرش برای آخرین بار چهره ایران زمین را می دید. زیر لب گفت: بدرود! ... به کوهپایه رسید. به ستیغ کوه نگاه کرد. صبح آنروز ابتدایی تابستان، گل های وحشی و رنگارنگ البرز کوه، خوش آمد گوی قدم های استوار آرش بودند. برف بر قله کوه نشسته بود. خورشید هنوز جرات بیرون آمدن از پشت کوه را نیافته بود. آرش بالا رفت. هر چه بالا تر می رفت سکوت طبیعت فراگیر تر می شد. آرش شروع به نیایش کرد. سکوت محض بود و هر از چندی سو سوی بادی. آرش بر لبش سرود جاری کرد:
برآ ای آفتاب، ای توشه امید!
برآ ای خوشه خورشید!
چو پا در کام ِ مرگی تند خو دارم،
چو دل در جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم،
به موج روشنایی شستشو خواهم،
ز گل برگِ تو، ای زرینه گل، من رنگ و بو خواهم...
لبه طلایی خورشید از پشت کوه نمایان شد. آرش در بالا دست، جویباری دید. در آن کوه پر ابهت همه چیز مقدس بود. آرش به کنار جویبار رفت. جرعه ای نوشید. قوت گرفت. خورشید بیرون تر آمد. بر بدن آرش تابید. آرش نیرو می گرفت. پاک و بی آلایش می شد. پهلوان دوباره راه افتاد. از پیچ و خم های سراشیب کوه همچون برق و باد گذشت. زمین های سنگلاخی ِ خیس شده از مه صبحگاهی را به طرفة العین طی کرد. خورشید با تمام توان بر بدن آرش می تابید. تابش مهر معطوف آرش بود. آرش نیرو می گرفت. از بالا رفتن باز ایستاد. اینک بر قله سپید دماوند ایستاده بود. کمان را بیرون آورد. تیر را به دست گرفت. پر سیمرغ را که بر انتهای تیر چسبیده بود بر گونه مالید. بر روی یک پا زانو زد. تیر را به چله کمان گذاشت. کشیییید. با تمام قدرت. آسمان در مقابلش نیست می شد. زمین توان نگه داشتنش را نداشت. آرش یکپارچه زورِ بازوی ایمان بود. با تیر یکی می شد. باد وزیدن گرفت. در نهایت قدرت، آرش کمان را رها کرد... نیست شد... از میان رفت... با تیرش یکی شد و پرواز کرد...
شب فرا رسید...
شامگاهان،
راه جویانی که می جستند آرش را به روی ِ قله ها، پی گیر،
باز گردیدند،
بی نشان از پیکر آرش،
با کمان و ترکشی بی تیر.
آری آری، جان ِ خود در تیر کرد آرش.
کار ِ صدها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش...
تیر ِ آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون،
به دیگر نیم روز از پیِ آن روز،
نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند،
و آنجا را از آن پس،
مرز ایران شهر و توران شهر نامیدند.
مردم به شور و شادی برخواستند. آنروز سیزدهم تیر ماه بود. جشن تیرگان بر پا شد. در میان جشن و سرور و آب پاشان، یاد آرش هیچ گاه از اذهان بیرون نرفت.
عمو نوروز پیشانی پسرک را که خوابش برده بود بوسید. دستش را داخل کوله اش کرد و هدیه کودک را بالای سرش گذاشت. سپس دهانش را نزدیک گوش پسرک برد و به آرامی زمزمه کرد: ای کودکم! زمانه تو هزاران آرش می طلبد. هزاران هزار انسان ایرانی که از بلند ترین قله های آزمون ِ میهن دوستی بالا روند و تیر فولادین پیکان خود را به قدرت سرپنجه ایمان به دورترین مرزهای زندگی رهنمون کنند... ای کاش!
نويسنده: احسان شارعی

بحرین نه ملک دزد و بیگانه بود بحرین ترا خانه و کاشانه بود
بر شیخ بگو که می ستانیم از او این ها که بگویم نه افسانه بود
(فرخ تمیمی)
به ادامه مطلب كه مقاله ايست از سايت آريا آرمان ( در صورت فيلتر بودن سايت ميتوانيد در بخش نظرها و يا خبرنامه فيلتر شكن در خواست كنيد ) در مورد مالكيت به حق ايران بر كشور بحرين توجه نماييد

۱. مسائل مربوط به میزان مالكيت ایران از درياي خزر: ارقامی كه به گوش ميرسند بين ۳/۱۱ تا ۵۰ درصد ميباشند.قراردادهای ميان ایران و شوروی سابق كه مربوط به سالهای دور در گذشته و ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ ميباشند هر چند از قرار «باید» معتبر باشند اما وقتی كه در عمل مشاهده ميشود بسیاری از فعالیتهای يك دولت در دولت بعدی معتبر نميباشند این انتظار كه جمهوریهاي اتحاد جماهیر شوروی سوسياليستي سابق كه كليت آن اتحادیه را نابود ساختند به قراردادهای حاشیهاي آن اتحادیه پایبند باشند آن هم در اين زمانه كه به ارزشهای بالقوه این دریاچه پی برده شده است تا حدود زيادي سهلانگارانه ميباشد.
۲.مسائل سياسي و مالي ميان ایران و تركمنستان: به هر حال بخش اندكي از گاز مصرفی ایران به عنوان دومین دارنده ذخایر گازی كره زمين از کشور تركمنستان تامین ميشود كه ارقامی كه به گوش ميرسند بين ۵ تا ۱۰ درصد ميباشند.
۳. مسائل مربوط به حقوق آبی رود هیرمند ميان ایران و افغانستان: استان سیستان و بلوچستان كه در سالهای اخیر اغلب با عنوان مواد مخدر و قاچاق همراه است زمانی مزارع کشاورزی بزرگی داشت اما بر اثر مشکلات ناشی از کمبود میزان آب رود هيرمند رفته رفته نه تنها آن مزارع نابود شدند بلکه مردم از نظر آب آشامیدنی هم در مضیقه قرار گرفتند،دریاچه هامون هم خشكيد.همچنان هم وضعیت اين رود نامشخص است.
۴. مسائل مربوط به ادعاهای امارات متحده عربی در مورد جزایر سه گانه: تنب كوچك و بزرگ و ابوموسي شاید به نظر جزایر كوچك و بياهميتي از نظر تعداد سکنه و میزان کاربری ظاهری باشند اما اگر تحت مالكيت امارات قرار گیرند علاوه بر امتیازات حفاريهاي اکتشافی كه براي امارات در بر خواهند داشت مرز آبی ميان ایران و امارات را دستخوش تغييرات اساسی ميكنند.
۵. مسائل مربوط به نام خلیج فارس: عنوان «خلیج دوستی» كه معلوم نیست به عنوان واژه انگلیسی و عربی آن چه در نظر گرفته شده است و از طرف ایران اظهار ميشود موضعگيري خندهداري است.
۶. مسائل مربوط به حقوق آبی و مرز آبی اروند رود ميان ایران و عراق: در اين مورد هم همچون مسائل مربوط به درياي خزر قرارداد سال ۱۹۷۵ موسوم به الجزایر ميان وزیران امور خارجه محمدرضا پهلوی شاه ایران و صدام حسین رئیس جمهور عراق تا حدودی دچار لرزش شده است.
۷. مسائل به ظاهر آرام مربوط به کردستان: اگر سالها به نظر ميرسيد كه كردهاي ایران آرام شدهاند و ساير كردها هم مجبور به «آرامش» ميشوند،لكن در حال حاضر کردها در عراق وضعیت متفاوتی پیدا كردهاند.نميشود صورتبندي وقایع را به صورت بدبینانه تشكيل داد ولی شنیده شدن وجود تصاویری با عنوان «کردستان متحد» كه نقشه جغرافيايي جالبی دارند تا حدودی ميتوانند شك و شبهه بو جود آورند.
۸. مسائل به ظاهر حاشيهاي و كم اهمیتی همچون اتهامات مبنی به دخالت ایران در امور داخلی و احتمال بروز کودتا بواسطه آن در آذربایجان: آذربایجان بر طبق يكي از عهدنامههاي پر شمار دوران طولانی قاجار از ایران «كنده» شد.اینکه ایران چقدر همچنان به مفاد آن عهدنامه ها همچون يك «بچه خوب» پایبند است جالب توجه است اما از سويي دیگر و به كنار از این نوع نگاه تا حدودی خوشخيالانه بروز چنین اتهاماتی به ایران جالب توجه است.
علاوه بر آن هشت مورد فوق كه به صورت يك چرخش ساعت گرد حول كشور ارائه شدند مسائل زير هم جالب توجه هستند:
- انرژی هستهاي
- نقض قوانین حقوق بشر
- تحريمهاي بينالمللي كه از تجهیزات هوايی(از نتایج آن مونتاژهاي چندین و چند باره هواپیماهايي است كه هنگامی كه «نو» هم ميباشند شبیه هواپیماهای جنگ جهانی دوم ميباشند) تا تهدیدات شركتي مثل ويتول از تامین کنندههاي بزرگ بنزین مصرفی کشور و همچنین سايتهايي مثل Yahoo و Google گسترده است

گزارش ماهانه ( آبان ۱۳۸۷) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران
در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:
بین المللی:
۱ ـ گزارشگران بدون مرز هفتمین رده بندی جهانی آزادی مطبوعات را منتشر کرد. این رده بندی معیاری برای سنجش آزادی مطبوعات در ۱۷۳ کشور جهان است و هر ساله از سوی گزارشگران بدون مرز منتشر می شود:در این گزارش ایران در رده ۱۶۶ قرار دارد. پس از ایران کشورهای چین، ویتنام، کوبا، برمه، ترکمنستان، کره شمالی و اریتره در آخر جدول قرار دارند. ۶ کشور خاورمیانه هر سال در پائین ترین رده های جدول رده بندی جهانی آزادی مطبوعات قرار می گیرند. قهرمانان سرکوب در این منطقه امسال نیز رده خود را حفظ کرده اند. آزادی بیان دیگر به اتوپیا تبدیل شده است. عراق ۱۵۸، سوریه ۱۵۹، لیبی ۱۶۰، عربستان سعودی ۱۶۱، فلسطین ۱۶۳ و ایران ۱۶۶ . روزنامه نگاران یا در محاق سانسوری همه جانبه قرار دارند و یا با خشونتی تباه کننده دست به گریبانند. ایران سالهاست که صدر نشین کشورهای خاورمیانه برای داشتن بیشترین تعداد روزنامه نگار زندانی است. ایران با ۱۰ روزنامه نگار و وب نگار زندانی بزرگترین زندان خاورمیانه برای روزنامه نگاران است.(گزارشگران بدون مرز ۱/۸/۸۷)
۲ ـ فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه با انتشار بیانیه ای اعلام کردند: خانم عشا مومنی یکی از فعالان حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضاء که در کالیفرنیا تحصیل می کند ، در سفر خود به تهران به شکلی خودسرانه بازداشت شده و در بند ۲۰۹ زندان اوین بسر می برد. ماموران امنیتی قبل از انتقال وی به زندان اوین منزل او را در غیابش تفتیش و وسایل او را ، از جمله کامپیوتر و فیلم های مربوط به رساله دکترایش با موضوع جنبش زنان ایرانی است ، ضبط و توقیف کرده اند. این دو نهاد حقوق بشری مراتب نگرانی عمیق خود را در خصوص بازداشت خودسرانه خانم مومنی که مجددا بر سرکوب خشونت آمیز مدافعان حقوق بشر ، به ویژه مدافعان حقوق زن فعال در کمپین یک میلیون امضاء از سوی دولتمردان جمهوری اسلامی صحه می گذارد، اعلام می دارد. در این بیانیه از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواسته شده است : تحت هر شرایطی سلامت روحی و جسمی عشا مومنی و دیگر اعضای کمپین یک میلیون امضاء را تضمین کنند، اطمینان دهند که خانم عشا مومنی هر چه سریعتر و بدن هیچ گونه قید وشرطی آزاد خواهد شد ، زیرا حبس او صرفا بدلیل فعالیت های وی در زمینه حقوق بشر بوده و کاملا خود سرانه است .اطمینان دهند که هرگونه اتهام خودسرانه در قبال تمامی مدافعان حقوق زنان که در کمپین یک میلیون امضاء نیز فعالیت دارند رفع خواهد شد . سریعا به هرگونه اقدام تهدید آمیز و آزار دهنده در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند. به مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر ، تصویب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ ۹ دسامبر ۱۹۹۸ احترام گذشته و آن را رعایت کنند. به طور کلی ، تحت هر شرایطی اطمینان دهند که مفاد حقوق بشر و آزادیهای اصلی در ایران مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر عهد نامه های بین المللی و منطقه ای که در زمینه حقوق بشر فعالیت می کنند و ایران نیز آنها را به رسمیت می شناسد رعایت خواهند شد .(فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر ۱/۸/۸۷)
۳ ـ سازمان عفو بین الملل با انتشار اعلامیه ای نسبت به شکنجه ۴ فعال حقوق مدنی آذربایجان ابراز نگرانی کرد. در اعلامیه این سازمان گفته شده مهندس علیرضا صرافی روزنامه نگار و فعال فرهنگی، مهندس حسن راشدی نویسنده، سعید محمدی موغانلی روزنامه نگار و شاعر، مهدی نعیمی مدرس دانشگاه و شاعر از ۱۰ سپتامبر در بند ۲۰۹ زندان اوین در انفرادی بسر می برند. آنها در معرض شکنجه و رفتار خشونت آمیز قرار دارند. نامبردگان به وکیل دسترسی نداشته اند. سازمان عفو بین الملل از مقامات ایران درخواست کرده است: مقامات اطمینان دهند چهار نفر فعال حقوق آذربایجانیها، در معرض شکنجه و یا دیگر انواع بدرفتاری قرار ندارند. مقامات به آنان اجازه دهند که فورا و بصورت منظم به اعضاء خانواده و وکیل مورد نظر خود و هر نوع مداوای پزشکی که نیاز دارند، دسترسی داشته باشند. درخواست از مقامات که چهار فعال زندانی را آزاد نمایند، مگر اینکه آنان به جرم مشخص جزائی متهم شده و بسرعت تحت محاکمه منصفانه قرار گیرند. توجه دادن به این مسأله که اگر آنان صرفا به خاطر اظهار حق خود برای آزادی بیان و تجمع دستگیر شده اند، زندانیان عقیدتی به حساب آمده، بایستی به فوریت و بدون قید و شرط آزاد شوند. (ساوالان سسی ۳/۸/۸۷)
۴ ـ دیده بان حقوق بشر با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد: حکومت ایران حملات خود را علیه فعالان زن افزایش می دهد و آنان را مشمول حبس های خودسرانه، ممنوعیت خروج از کشور و اذیت و آزار می کند. ماموران امنیتی به سوسن طهماسبی از اعضای کمپین یک میلیون امضاء برای برابری اجازه سوار شدن به هواپیما را ندادند و بدون هیچ اتهامی گذرنامه او را مصادره کردند. مدیر بخش خاورمیانه در دیده بان حقوق بشر گفت: حکومت ایران به جای آنکه بدنبال ساکت کردن حامیان حقوق زنان که طرفدار ایجاد اصلاحات ضروری هستند باشد، باید در جهت لغو قوانین تبعیض آمیز در این کشور گام بردارد. دیده بان حقوق بشر اعلام کرده که قوه قضائیه ایران طی ۳ سال گذشته بیش از ۱۰۰ فعال حقوق زنان را تحت تعقیب قرار داده و به بازداشت، ارعاب و ممنوعیت سفر تعدادی از آنها بویژه کسانیکه در کمپین یک میلیون امضاء برای برابری فعالیت دارند، ادامه می دهد. (دیده بان حقوق بشر ۷/۸/۸۷)
۵ ـ فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه (OMCT) با انتشار بیانیه ای مراتب نگرانی عمیق خود را نسبت به تائید حکم ۱۱ سال زندان محمد صدیق کبودوند، روزنامه نگار و دبیر سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در دادگاه تجدید نظر اعلام کردند. در این بیانیه از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواسته شده است تحت هر شرایطی سلامت روحی و جسمانی آقای محمد صدیق کبودوند را تضمین کنند و اطمینان دهند که وی از درمان پزشکی کافی بهره مند خواهد شد. همچنین اطمینان دهند که ایشان را هر چه سریعتر و بدون هیچ گونه قید و شرطی آزاد خواهند کرد چرا که حبس وی خودسرانه بوده است. اطمینان دهند که هر گونه اتهام خودسرانه برضد آقای کبودوند رفع خواهد شد، زیرا این اتهامات صرفا بدلیل فعالیت های وی در زمینه حقوق بشری مطرح شده است. سریعا به هرگونه اقدام تهدیدآمیز و آزاردهنده به آقای کبودوند و همچنین تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند. به مواد اعلامیه مدافعان حقوق بشر، تصویب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ ۹ دسامبر ۱۹۹۸ احترام گذاشته و آن را رعایت کنند. به طور کلی، تحت هر شرایطی اطمینان دهند که مفاد حقوق بشر و دیگر عهدنامه های بین المللی و منطقه ای که در زمینه حقوق بشر فعالیت می کنند و ایران نیز آنها را به رسمیت می شناسد رعایت خواهند شد.(فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر ۷/۸/۸۷)
۶ ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای از مقامات مسئول جمهوری اسلامی ایران درخواست کرده به تهدید و آزار علیه مدافعان حقوق زنان پایان دهند. در این اطلاعیه آمده است: ما از مقامات مسئول جمهوری اسلامی می خواهیم به آزار و تهدید علیه مدافعان حقوق زنان که نشانگر وحشت حاکمیت از انتقادات آنهاست، پایان دهند. تنها جرم وب نگاران فمینیست استفاده از آزادی بیان برای روشنگری درباره وضعیت زنان در کشور است. ماموران امنیتی در فرودگاه مانع خروج سوسن طهماسبی عضو تحریریه و مسئول صفحات انگلیسی سایت تغییر برای برابری از کشور شدند و وی را به دادگاه احضار کرده اند. از سوی دیگر ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده دو همکار سایت های تغییر برای برابری، زنستان و مدرسه فمینیستی جهت محاکمه به دادگاه انقلاب احضار شدند. تاکنون بیش از ۵۰ نفر از فعالان کمپین بازداشت و برای آنها پرونده قضایی تشکیل شده است. (گزارشگران بدون مرز ۸/۸/۸۷)
۷ ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای در رابطه با تائید حکم یازده سال زندان محمد صدیق کبودوند در دادگاه تجدید نظر استان تهران اعلام کرد: محمد صدیق کبودوند با اتهاماتی بی پایه محکوم به زندان شده است. دفاع از حقوق بشر اقدام علیه امنیت ملی نیست. این فقط بهانه ای برای به سکوت وادار کردن روزنامه نگاری است که در نوشته هایش همیشه به تبعیض و نابرابری علیه اقلیت های قومی اعتراض کرده است. حقوق اولیه این روزنامه نگار از جمله حق درمان و ملاقات از سوی مقامات قضائی- امنیتی پایمال می شود. مسئولان جمهوری اسلامی، مسئول سلامت زندانیان هستند. محمد صدیق کبودوند نیاز فوری پزشکی در خارج از زندان را دارد. (گزارشگران بدون مرز ۹/۸/۸۷)
۸ ـ فدارسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه با انتشار اطلاعیه ای اعلام کردند: نگین شیخ اسلامی رئیس سازمان غیر دولتی آذر مهر و یکی از اعضای فعال کمپین یک میلیون امضاء بطور خودسرانه دستگیر و در حبس بسر می برد در این بیانیه از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواسته شده است : تحت هر شرایطی سلامت روحی و جسمی نگین شیخ اسلامی و دیگر اعضای فعال در کمپین یک میلیون امضاء را تضمین کنند ، اطمینان دهند که خانم شیخ اسلامی هر چه سریعتر و بدون هیچ گونه قید و شرطی آزاد خواهد شد ، زیرا حبس او خودسرانه بوده و کاملا مشخص است که صرفا بدلیل فعالیت های وی در زمینه حقوق زنان صورت گرفته ، اطمینان دهند که هرگونه اتهام خود سرانه بر ضد مدافعان حقوق زنان که در کمپین یک میلیون امضاء فعالیت می کنند رفع خواهد شد . سریعا به هرگونه اقدام تهدید آمیز و آزاردهنده در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند. به مواد اعلامیه مدافعان حقوق بشر ، تصویب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ ۹ دسامبر ۱۹۸۸ احترام گذاشته و آن را رعایت کنند. به طور کلی تحت هر شرایطی اطمینان دهند که مفاد حقوق بشر و آزادی های اصلی در ایران مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر عهد نامه های بین المللی و منطقه ای که در زمینه حقوق بشر فعالیت می کنند و ایران نیز آنها را به رسمیت می شناسد رعایت خواهند شد. (فدارسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر ۱۰/۸/۸۷)
۹ ـ سازمان عفو بین الملل طی نامه ای خطاب به رئیس قوه قضائیه خواستار پایان دادن به نقض حقوق فعالان زنان در ایران شد. سازمان عفو بین الملل در این نامه خواستار روشن شدن هرچه سریعتر دلایل بازداشت عشا مومنی، گردید و خواستار آزادی هرچه سریعتر وی شد. همچنین خواستار توضیح درباره اعمالی که علیه سوسن طهماسبی و پرستو الهیاری صورت گرفته و همچنین ممنوع الخروجی تحمیل شده به افراد برای فعالیت صلح آمیز در راستای حق آزادی بیان و حق مشارکت و خواستار لغو هرگونه محدودیت ها و بازگرداندن پاسپورت فعالین حقوق بشری شد. سازمان عفو بین الملل ابراز نگرانی خود را از این موضوع که رویدادهای اخیر تنها بخشی از سرکوب و اعمال فشار سیستماتیک مقامات ایرانی بر فعالین حقوق بشر باشد را ابراز کرد.(تغییر برای برابری ۱۲/۸/۸۷)
۱۰ ـ دیده بان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران مشترکا اعلام کردند که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۸۷ هفتمین نوجوان بنام غلامرضا- ح در سال جاری میلادی در شرایطی به دار آویخته شد، که دقیقا دو روز قبل از آن مقامات ایرانی با قاطعیت هر گونه اعدام نوجوانان در ایران را تکذیب کرده بودند. این دو سازمان حقوق بشری مشترکا از مقامات ایرانی خواستار پایان دادن فوری به اعدام نوجوانان شدند. ایران تنها کشوری است که در سال جاری میلادی جوانان بزهکار را اعدام کرده است. همچنین ایران در اعدام نوجوانان در جهان از همه کشورها پیشی گرفته است. غلامرضا- ح در زمان ارتکاب جرم ۱۷ ساله بوده و در زمان اعدام ۱۹ سال داشته است. (کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران ۱۴/۸/۸۷)
۱۱ ـ چهارده سازمان حقوق بشری بین المللی و منطقه ای با انتشار بیانیه ای مشترک نگرانی عمیق خود را در رابطه با افزایش فشار و آزار فعالین مدافع حقوق زنان در ایران اعلام کردند . در این بیانیه آمده است: حکومت ایران طی ۳ سال گذشته دست به سرکوب سیتماتیک و گسترده فعالان حقوق زنان زده است . پس از برخورد خشن و بی رحمانه با تجمع ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ مقامات ایرانی بسیاری از مدافعان حقوق بشر زن را که در زمینه های مختلف برای ارتقاء برابری جنسیتی و حقوق بشر در ایران فعال بودند را بازداشت ، تهدید و بازجویی کرده و مورد پیگرد قرار داده است. ما شدیدا به ادامه فشار بر این فعالین که به خاطر فعالیت صلح آمیز برای ارتقاء حقوق زنان مورد آزار قرار گرفته اند، اعتراض داریم . ما از دولت ایران می خواهیم که به آزادی اجتماع و تجمع این فعالین احترام بگذارد . اگر دولت ایران می خواهد به تعهداتش در پیمان نامه های بین المللی که عضو آن است پایدار بماند ، سازمانهای جامعه مدنی باید اجازه مراوده آزادانه و مسافرت برای شرکت در کنفرانس های بین المللی را داشته باشند . از این رو خواسته های ما از دولت ایران چنین است : لغو محکومیت زندان زینب پیغمبر زاده ، آزادی عشاء مومنی و برگرداندن وسایلش، بازگرداندن پاسپورت و دیگر وسایل ضبط شده سوسن طهماسبی و رفع ممنوع الخروجی وی که بارها اعمال شده ، بازگرداندن وسائل پرستو الهیاری به وی و رفع اتهام از وی ، پایان دادن به فشار و پیگرد تمام فعالان و مدافعان حقوق بشر در ایران که شامل اعضای کمپین یک میلیون امضاء نیز می شود .( فدارسیون بین المللی حقوق بشر، دیده بان حقوق بشر ، سازمان جهانی علیه شکنجه ، بنیاد بین المللی برای محافظت از مدافعان حقوق بشر ، انجمن حقوق زنان در توسعه ، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران ۱۵/۸/۸۷)
۱۲ ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای اعلام کردند: هفته نامه شهروند امروز یک روز پس از انتقاد آیت الله خامنه ای از مطبوعات، بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد. آیت الله خامنه ای در سخنرانی خود بار دیگر به مطبوعات درباره انتقاد از دولت هشدار داده بود. وی در دفاع از دولت رئیس جمهور احمدی نژاد گفت: برخی افراد برای سیاه نمائی در فضای جامعه و ایجاد اغتشاش ذهنی و تردید در مردم تلاش می کنند. از آغاز سال جاری میلادی تا امروز، بیش از ۳۰ نشریه توقیف شده اند. در بخش دیگری از این اطلاعیه آمده است که سولماز ایگدر، وب نگار سایت کانون زنان ایرانی از سوی شعبه ۳۱ دادگاه شهرری به ۶ ماه زندان محکوم شد. دستگاه قضائی ایران به خدمت دولت درآمده است. روزنامه نگاران منتقد هیچگاه در دادگاهی عادلانه محاکمه نمی شوند. امروز سولماز ایگدر از حق قانونی خود برای درخواست تجدید نظر هم محروم شده است.( گزارشگران بدون مرز ۱۷/۸/۸۷)
۱۳ ـ انجمن حقوق زنان در توسعه (AWID) با صدور بیانیه ای در خصوص ممنوع الخروجی و بازجویی سوسن طهماسبی فعال حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضاء ابراز نگرانی کرد: انجمن حقوق زنان در توسعه به شدت نگران گزارش هایی است که حاکی از ممانعت از خروج و بازجویی بیش از ۵ ساعت از سوسن طهماسبی فعال حقوق زنان و کمپین یک میلیون امضاء توسط وزارت اطلاعات می باشد. این انجمن در بیانیه خود به عدم دسترسی به وکیل در طی مراحل بازجویی سوسن طهماسبی اشاره کرده و از این مسئله اظهار نگرانی جدی کرده است . این انجمن با تاکید بر مفاد اعلامیه مدافعان حقوق بشر تصویب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل در ۹ دسامبر۱۹۸۸ از مسئولان ایران خواستار رفع فوری ممنوع الخروجی خانم طهماسبی و همچنین صدور اجازه خروج و فعالیت بدون محدودیت فعالان حقوق بشر شده است .(تغییر برای برابری ۲۱/۸/۸۷)
۱۴ ـ فدارسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه در رابطه با محکومیت یاسر گلی به ۱۵ سال زندان بیانیه ای صادر کردند. در این بیانیه آمده است : یاسر گلی یکی از فعالان حقوق بشر کرد و دبیر کل اتحادیه دانشجویان کرد در دانشگاههای ایران در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به ۱۵ سال زندان همراه با تبعید به زندان کرمان محکوم شد. از دولتمردان جمهوری اسلامی درخواست کرده اند. تحت هر شرایطی ، سلامت روحی و جسمانی یاسر گلی را تضمین کنند. اطیمنان دهند که یاسر گلی هرچه سریعتر و بدون هیچ گونه قید و شرطی آزاد خواهد شد، زیرا حبس او خودسرانه بوده و کاملا مشخص است که صرفا بدلیل فعالیت های وی در زمینه حقوق بشری صورت گرفته. سریعا به هرگونه اقدام تهدید آمیز و آزار دهنده در قبال یاسر گلی و تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند. به مواد اعلامیه مدافعان حقوق بشر، تصویب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ ۹ دسامبر ۱۹۹۸ احترام گذاشته و آن را رعایت کنند. به طور کلی، تحت هر شرایطی اطمینان دهند که مفاد حقوق بشر و آزادیهای اصلی در ایران مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر عهدنامه های بین المللی و منطقه ای که در زمینه حقوق بشر فعالیت می کنند و ایران نیز آنها را به رسمیت می شناسد رعایت خواهند شد.( فدارسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر ۲۲/۸/۸۷)
۱۵ ـ فدارسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه (OMCT) در رابطه با صدور یکسال حبس تعلیقی برای معصومه ضیا فعال کمپین یک میلیون امضاء بیانیه ای صادر کردند. این بیانیه سیاست سرکوب روز افزون دلتمردان جمهوری اسلامی در قبال مدافعان حقوق بشر به ویژه فعالان حقوق زنان در کمپین یک میلیون امضاء را به شدت محکوم می کند . در این بیانیه از دولتمردان جمهوری اسلامی درخواست شده است : تحت هر شرایطی ، سلامت روحی و جسمی معصومه ضیا و تمامی فعالان کمپین یک میلیون امضاء را تضمین کنند. اطمینان دهند که هرگونه اتهام خودسرانه در قبال تمامی مدافعان حقوق زنان که در کمپینیک میلیون امضاء نیز فعالیت دارند رفع خواهد شد. سریعا به هرگونه اقدام تهدید آمیز و آزار دهنده در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند. به مواد اعلامیه مدافعان حقوق بشر ، تصویب شده در مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ ۹ دسامبر ۱۹۸۸ احترام گذشته و آن را رعایت کنند. به طور کلی ، تحت شرایطی اطیمنان دهندکه مفاد حقوق بشر و آزادی های اصلی در ایران مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر عهدنامه های بین المللی و منطقه ای که در زمینه حقوق بشر فعالیت می کنند و ایران نیز آنها را به رسمیت می شناسد رعایت خواهند شد. (فدارسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر ۲۳/۸/۸۷)
اخبار دانشجویی:
۱۶ ـ مهدیه گلرو، سعید فیض الله زاده، مجید دری و صادق شجاعی، دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه علامه طباطبائی، طی نامه سرگشاده ای خطاب به حجت الاسلام صدرالدین شریعتی، رئیس دانشگاه، به سیاستهای سرکوبگرانه وی اعتراض کرده و خواهان توقف صدور احکام محرومیت از تحصیل و بازگشت به دانشگاه شدند. بارها نوشته ایم و نخوانده اید، بارها گفته ایم و نفهمیده اید، بارها فریاد زده ایم و نشنیده اید. آمدیم به دفترت، از در دیگر رفتی. زمان دیدار خواستیم ندادی. نشریات را یکی پس از دیگری به تعطیلی کشاندی. در انجمنها را بستی و راه را به گفتمان محدود ساختی. هر بار از زیر بار جوابگوئی شانه خالی کردی. باز می گوئیم: فضای دانشگاه باید آزاد باشد. روند احضار های فله ای باید به پایان رسد و ما بی هیچ قید و شرطی باید به دانشگاه بازگردیم. (امیرکبیر ۱۹/۸/۸۷)
ضرب و شتم دانشجويان:
۱۷ ـ کوروش محمود کلایه، آروین طاهائی و پدرام رفعتی از فعالین انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر بدستور واعظ رئیس حراست دانشگاه، توسط ۳۰ نفر از مامورین انتظامات به فرماندهی اعتماد زاده، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. بدستور رحیمی مشاور رئیس دانشگاه، این دانشجویان به دانشگاه ممنوع الورود شدند. (امیرکبیر ۱۹/۸/۸۷)
دانشجويان: بازداشت شده
۱۸ ـ مهران عباس زاده دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت که در تاریخ ۹ آبان توسط نیروهای وزرات اطلاعات بازداشت شده بود پس از یک هفته از زندان آزاد شد. (امیرکبیر ۱۶/۸/۸۷)
۱۹ ـ وریا مروتی ۲۵ ساله دانشجوی دانشگاه پیام نور بیجار و عضو انجمن ژیانه وه توسط مامورین امنیتی در سنندج مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بازداشت شد. (روز ۲۱/۸/۸۷)
۲۰ ـ هاشم برزگر ۲۷ ساله دانشجوی حقوق دانشگاه پیام نور تهران و از فعالان آذربایجانی، روز یکشنبه ۱۹/۸/۸۷ توسط ماموران وزارت اطلاعات در کرج بازداشت گردید. (ساوالان سسی ۲۲/۸/۸۷)
۲۱ ـ رحمان رحیم پور فعال صنفی دانشگاه ارومیه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد . در روز ۱۴ آبان دانشجویان دانشگاه ارومیه در اعتراض به تقلب در نتیجه آرا انتخابات شورای صنفی دانشجویی تحصن نمودند، بدنبال آن از روز ۱۸ آبان رحمان رحیم پور ناپدید گردید. (امیرکبیر ۲۴/۸/۸۷)
۲۲ ـ فیروز یوسفی دانشجوی مترجم زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور تهران و از فعالین سیاسی آذربایجان به حکم قاضی متین راسخ بازپرس شعبه یک امنیت دادگاه انقلاب تهران توسط مامورین وزارت اطلاعات کرج بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید . ( کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ۲۷/۸/۸۷)
توقیف سایتها و نشریات دانشجویی:
۲۳ ـ نشریه دانشجوئی یولداش به مدیر مسئولی مرتضی مرادی پس از انتشار ۵ شماره بدستور هیئت نظارت بر نشریات دانشجوئی زنجان توقیف گردید. (ساوالان سسی ۳/۸/۸۷)
۲۴ ـ در اولین جلسه شورای نظارت بر نشریات دانشجوئی دانشگاه سیستان و بلوچستان تعداد ۱۶ نشریه دانشجوئی اعم از سیاسی و علمی لغو امتیاز شدند. (امروز ۱۴/۸/۸۷)
احضار: دانشجويان
۲۵ ـ سحر یزدانی پور از فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز و مدیر مسئول نشریه دانشجوئی توقیف شده قاصدک با ۳۰ مورد شکایت به اتهام مراوده با همسر خود در کمیته انضباطی مورد بازجوئی قرار گرفت. نامبرده بدلیل شرکت در تحصن های آذر ماه ۸۶ دانشگاه شیراز در کمیته انضباطی به دو ترم محرومیت از تحصیل بصورت تعلیقی محکوم شده بود. (ادوارنیوز ۲/۸/۸۷)
۲۶ ـ مهدی خدایی دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان داشگاه آزاد - واحد شهرری و از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر به همراه سلمان سیما دانشجوی دانشگاه آزاد- واحد کرج و مدیر مسئول نشریه دانشجویی توقیف شده سلام به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق تبانی و اخلال در نظم جهت محاکمه به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران احضار شد. این دانشجویان در تیرماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی حدود یکماه بازداشت شده بودند.(فعالان حقوق بشر در ایران ۱۳/۸/۸۷)
۲۷ ـ عسگر اکبرزاده دانشجوی دانشگاه پیام نور اردبیل و مدیر مسئول نشریه دانشجویی توقیف شده سایان جهت محاکمه به شعبه ۱۲ دادگاه انقلاب اردبیل احضار شد. نامبرده در خرداد ماه سال جاری بازداشت گردید و پس از تحمل یک ماه زندان با قرار وثیقه ۳۰میلیون تومانی از زندان آزاد شد.(فعالان حقوق بشر در ایران ۱۵/۸/۸۷)
۲۸ ـ سجاد رادمهر، منصور امینیان، فراز ذهتاب، آیدین خواجه ای، مقصود عهدی، امیر مردانی، احسان نجفی نسب از دانشجویان دانشگاه تبریز و مجید ماکوئی دانشجوی دانشگاه مالک اشتر اصفهان جهت محاکمه به دادگاه انقلاب تبریز احضار شدند. این دانشجویان در تیر ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از ۳ ماه با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند. (امیرکبیر ۱۸/۸/۸۷)
۲۹ ـ مهدیه گلرو عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و دانشجوی محروم از تحصیل به دادگاه انقلاب احضار شد. (ادوارنیوز ۲۶/۸/۸۷)
بازجویی: دانشجويان
۳۰ ـ میلاد اسدی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر، مهدی عباس زاده دبیر انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه به همراه ۳ دانشجوی دیگر به علت انتقاد از سخنرانی حسن رحیم پورازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در کمیته انضباطی مورد بازجوئی قرار گرفتند. (ادوارنیوز ۱۱/۸/۸۷)
۳۱ ـ علی اصغر سپهری مدیر مسئول نشریه دانشجوئی ایران نو و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به اتهام نشر اکاذیب و توهین به سپاه با شکایت ستاد مشترک سپاه پاسداران در شعبه ۲ دادسرای کارکنان دولت مورد بازجوئی قرار گرفت. (امیرکبیر ۱۲/۸/۸۷)
۳۲ ـ احسان مازندرانی دانشجوی دانشکده خبر و جواد حیدریان دانشجوی سابق این دانشکده، با شکایت رئیس دانشکده خبر جهت بازجوئی به شعبه ششم دادسرای کارکنان دولت احضار شدند. (امیرکبیر ۱۹/۸/۸۷)
محاکمات: دانشجويان
۳۳ ـ هود یازرلو دانشجوی دانشگاه معصومیه قم به اتهام تردد به مقر سازمان مجاهدین خلق در کشور عراق و فعالیت تبلیغی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه شد. وی در ۴ خرداد سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید.(فعالان حقوق بشر در ایران ۱۶/۸/۸۷)
احکام صادر شده: دانشجويان
۳۴ ـ صباح نصری دانشجوی دانشگاه تهران و هدایت غزالی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی در دادگاه تجدید نظر استان تهران هر یک به ۱۸ ماه حبس تعزیری محکوم شدند . این دو دانشجوی کرد از ۱۵ پیش در زندان بسر می برند. ( وبلاگ زندان و مبارزه ۱/۸/۸۷)
۳۵ ـ ستار پرویزی دانشجوی دانشکده فنی کرمانشاه به اتهام عضویت در احزاب کرد و محاربه، در دادگاه تجدید نظر استان کرمانشاه به ۱۶ سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان کرمان و خبات یوسفی دانشجوی رشته برق دانشگاه کرمانشاه به اتهام ذکر شده، در دادگاه تجدید نظر استان کرمانشاه به ۱۳ سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان رشت محکوم شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران ۳/۸/۸۷)
۳۶ ـ جمال رحمانی دانشجوی صنایع و راشد عبداللهی دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه اصفهان به اتهام ارتباط با احزاب کردی در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی طیاری محکوم به زندان و تبعید شدند. جمال رحمانی به ۶ سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان ایذه و راشد عبداللهی به ۳ سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان مسجد سلیمان محکوم شدند. این دانشجویان در ۲۳ خرداد توسط نیروهای امنیتی در اصفهان بازداشت و سپس به اداره اطلاعات سنندج منتقل شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱/۸/۸۷)
۳۷ ـ ناهید افراسیابی، حمدالله نامجو، سحر یزدانی و اسماعیل جلیلوند مدیران مسئول نشریات دانشجویی رهگذر ، متن ، قاصدک و عصیان در کمیته انضباطی دانشگاه شیراز از تحصیل محروم شدند. ناهید افراسیابی و حمدالله نامجو هر کدام به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند که یک ترم آن اجرایی و ترم دیگر آن معلق است. سحر یزدانی و اسماعیل جلیلوند هر کدام به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند ، که به صورت معلق می باشد. ۵۰ نفر از دانشجویان دختر پس از اعتراضات دانشجویان به حضور علی لاریجانی رئیس مجلس در این دانشگاه، به اتهام بدحجابی در کمیته انضباطی مورد بازجویی قرار گرفتند. همچنین ۳ دانشجوی دختر به بهانه بدحجابی از دانشگاه اخراج شده اند. (امیرکبیر ۵/۸/۸۷)
۳۸ ـ امیررضا اردلان دانشجوی ترم ۶ رشته روابط بین الملل دانشگاه آزاد شهرضا به اتهام فعالیت تبلیغاتی علیه نظام در دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده در ۲۶ خرداد سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۶/۸/۸۷)
۳۹ ـ محمد صالح ایومن دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمع روز دانشجو، اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت تبلیغاتی علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور و ارتباط با احزاب کردستانی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ۴ سال زندان محکوم شد. نامبرده بصورت غیرعلنی و بدون حضور هیئت منصفه در دادگاه محاکمه شده است. حکم اخراج قطعی وی از دانشگاه نیز صادر شده است. این دانشجوی دانشگاه تهران در ۱۸ آذر ۸۶ ، روز دانشجو، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از ۹۲ روز با قرار وثیقه ۸۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود. (امیرکبیر ۹/۸/۸۷)
۴۰ ـ امیر امیرقلی دانشجوی دانشگاه آزاد قزوین در شعبه ۳۱ دادگاه انقلاب به ۶ ماه حبس محکوم شد. نامبرده در شهریور ماه سال جاری مقابل گورستان خاوران محل دفن زندانیان سیاسی اعدام شده در تابستان ۱۳۶۷ بازداشت شده بود و پس از ۱۲ روز با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد گردید. (سلام دمکرات ۱۴/۸/۸۷)
۴۱ ـ بهرام شجاعی دانشجوی دانشگاه آزاد - واحد تهران جنوب در دادگاه به ۶ ماه زندان محکوم شد، این حکم به مدت یکسال به حالت تعلیق در آمد. نامبرده سال گذشته بدستور دادسرای انقلاب تهران برای مدتی بازداشت گردید. (سلام دمکرات ۱۴/۸/۸۷)
۴۲ ـ یاسر گلی دانشجوی سنندجی به اتهام هواداری از یک حزب کردی اپوزیسیون به عنوان محارب در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی طیاری به ۱۵ سال حبس تعزیری همراه با تبعید به زندان بافت در استان کرمان محکوم شد. این دانشجو از مهر ماه سال گذشته در بازداشتگاه اداره اطلاعات و زندان مرکزی سنندج بسر می برد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۱۶/۸/۸۷)
۴۳ ـ میلاد اسدی، مهدی عباس زاده، بهنام صفری، علی پرویز و عباس صمدبابائی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی به علت در دست داشتن پلاکاردهائی در اعتراض به سخنرانی رحیم پورازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، توسط کمیته انضباطی به ۸ ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند. سه دانشجوی اول هر کدام به دو ترم و نفرات چهارم و پنجم هرکدام به یک ترم محرومیت از تحصیل بدون احتساب سنوات محکوم گردیدند. (ادوارنیوز ۱۸/۸/۸۷)
صدور قرار وثیقه: دانشجويان
۴۴ ـ سجاد رادمهر ، آیدین خواجه ای و فراز زهتاب دانشجویان دانشگاه تبریز که در تاریخ ۲۷ تیر توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شده بودند ، هرکدام به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شدند. امیر مردانی پس از تحمل ۷۶ روز بازداشت ، مجید ماکوئی پس از ۵۷ روز بازداشت و احسان نجفی نسب پس از تحمل ۲۸ روز بازداشت هرکدام به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شدند. همچنین مقصود عهدی و منصور امینیان پس از تحمل ۶۸ روز بازداشت هرکدام به قید وثیقه ۲۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شدند.(کمیته گزارشگران حقوق بشر ۷/۸/۸۷)
۴۵ ـ مازیار معصومی و ارسلان صادقی از فعالان دانشجوئی طیف آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه اصفهان پس از ۱۸ روز بازداشت، هر یک به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شدند.(فعالان حقوق بشر در ایران ۱۰/۸/۸۷)

جلوگیری از برگزاری مراسم و منحل کردن نهادهای مدنی:
۴۶ ـ مراسم اکران ویژه فیلم سه زن با حضور گسترده فعالان سیاسی، مدنی و دانشجویی در سینما ایران برگزار شد. قسمت دوم این برنامه که به نقد و بررسی موانع سینمای مستقل ایران اختصاص داشت، با فشار نیروهای امنیتی ، مراسم لغو شد. این مراسم به صورت مشترک از سوی کمیته فرهنگی سازمان دانش آموختگان ایران و کمیته فرهنگی دفتر تحکیم وحدت برگزار گردید . نیروهای امنیتی اقدام به بازداشت دو عکاس در بیرون سینما کردند و پس از ضبط دوربین هایشان آزاد شدند. (ادوارنیوز ۵/۸/۸۷)
۴۷ ـ سخنرانی کوروش زعیم عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران در پاسارگاد به مناسبت روز جهانی کوروش بزرگ بدستور ماموران امنیتی لغو گردید. (خبرگزاری جبهه ملی ایران ۸/۸/۸۷)
۴۸ ـ اداره اماکن نیروی انتظامی شهرستان قروه و اداره ارشاد با بازگشایی آموزشگاه زبان کردی در این شهر مخالفت کردند. اداره ارشاد به بهانه عدم تاهل خانم خاتون حبیبی و ناهمخوانی رشته تحصیلی وی با تدریس زبان کردی نامبرده را به عنوان مسئول آموزشگاه رد صلاحیت کرده اند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۰/۸/۸۷)
فیلتر کردن سایتهای خبری:
۴۹ ـ برای چهارمین بار سایت خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران فیلتر شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲/۸/۸۷)
۵۰ ـ عبدالصمد خرم آبادی مشاور قضایی دادستانی کل کشور گفت: در حال حاضر بیش از پنج میلیون سایت اینترنتی مطابق قوانین جمهوری اسلامی فیلتر شده اند.(مهر ۲۸/۸/۸۷)
مطبوعات توقیف شده:
۵۱ ـ هفته نامه شهروند امروز به مدیر مسئولی محمد عطریانفر و سردبیری محمد قوچانی پس از انتشار ۷۱ شماره به اتهام غیر واقعی جلوه دادن برخی اقدامات دولت بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف گردید. (فارس ۱۵/۸/۸۷)
۵۲ ـ انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران اعلام کرد: امتیاز ماهنامه ادبی ـ هنری ارژنگ به مدیر مسئولی احمد طالبی نژاد و سردبیری مجید اسلامی پس از انتشار یک شماره بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو گردید. (کارگزاران ۲۰/۸/۸۷)
مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
۵۳ ـ تعدادی از روزنامه نگاران ایرانی که قرار بود به میزبانی نهاد ضد جنگ (WPR) برای پوشش انتخابات ریاست جمهوری امریکا به این کشور سفر کنند، به رغم هماهنگی قبلی با وزارت ارشاد، در فرودگاه از سفر منع شدند. گذرنامه هایشان توقیف و در روزهای اخیر جهت بازجویی به نهادهای امنیتی احضار شدند. (گویا ۴/۸/۸۷)
۵۴ ـ حسین مختاریان مدیر مسئول روزنامه توقیف شده آزاد به اتهام نشر اکادیب به قصد تشویش اذهان عمومی، نشر مطالب خلاف واقع و توهین جهت محاکمه به شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران احضار شد. (ایسنا ۶/۸/۸۷)
۵۵ ـ مدیران مسئول روزنامه های ابتکار ، گل ، هفته نامه تولید و ماهنامه «کنکاش » جهت محاکمه به شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران احضار شدند. (ایسنا ۲۷/۸/۸۷)
۵۶ ـ ثریا دارابی سردبیر مجله توقیف شده « قلم معلم » فرهنگی با سابقه و عضو سابق هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران به همراه سجاد خاکساری خبرنگار نشریه « قلم معلم » که در جریان اعتراضات معلمان در اسفند سال ۱۳۸۵ به مدت چند روز بازداشت گردید، جهت محاکمه به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران احضار شدند.(کانون صنفی معلمان ایران ۲۸/۸/۸۷ )
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
۵۷ ـ مدیر سایت خبری جام نیوز به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت مهرداد بذرباش مدیر عامل شرکت سایپا در شعبه ۱۲ بازپرسی دادسرای ویژه رسیدگی به جرائم کارکنان دولت مورد بازجوئی قرار گرفت. (ایسنا ۷/۸/۸۷)
۵۸ ـ قلی شیخی مدیر مسئول روزنامه توسعه به علت چاپ مصاحبه ای با علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده دوره ششم مجلس در رابطه با بازداشتگاه های غیر قانونی به اتهام تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، چاپ و انتشار مطالب خلاف عفت عمومی، با شکایت مدعی العموم، سپاه پاسداران و بسیج تهران در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد.(ایسنا ۱۹/۸/۸۷)
۵۹ ـ مهدی فضائلی مدیر عامل سابق خبرگزاری فارس با شکایت سازمان نظام پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی و حسین موسویان در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران بریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد.(ایسنا ۲۱/۸/۸۷)
۶۰ ـ مدیر سایت خبری انتخاب به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت استانداری فارس، وزیر اسبق کشاورزی و حسن بیادی عضو شورای شهر تهران بصورت غیابی در شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد. (ایسنا ۲۱/۸/۸۷)
۶۱ ـ ثریا عزیزپناه مدیر مسئول ماهنامه کردی ـ فارسی راسان به اتهام تبلیغ به نفع گروهک تروریستی مخالف نظام با شکایت فرمانده بسیج شهرستان پاوه در شعبه کارکنان دولت در تهران مورد بازجویی قرار گرفت. از سوی دادگاه مبلغ ۱۰ میلیون تومان وجه الکفاله برای وی صادر شد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۶/۸/۸۷)
مطبوعات: بازداشت روزنامه نگاران
۶۲ ـ بهمن توتونچی روزنامه نگار و عضو تحریریه هفته نامه توقیف شده کرفتو توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی سال گذشته با فشار دستگاه امنیتی و اداره ارشاد سنندج مجبور به استعفاء از تحریریه کرفتو شد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۲۸/۸/۸۷)
۶۳ ـ حسین درخشان مسئول وبلاگ «سردبیر خودم» که از خارج به ایران برگشته بود ، توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.(تابناک ۲۸/۸/۸۷)
اخبار مربوط به فعالین سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی:
۶۴ ـ نیروهای امنیتی با تهدید و تحت فشار گذاردن مجتبی سمیع نژاد و بلاگ نویس و زندانی سیاسی ، خواهان توقف فعالیت وی شده اند . نیروهای امنیتی چندی پیش با بازداشت شیدا جهان بینی همسر مجتبی سمیع نژاد اقدام به تهدید او کرده اند . آنها از همسر سیمع نژاد خواسته اند تا دادخواستی را علیه وی تسلیم دادگاه نماید و در آن از شوهرش بدلیل فساد اخلاقی شکایت نموده و طلاق بگیرد . مجتبی سیمع نژاد در سال ۸۳ در پرونده معروف به وبلاگ نویسان توسط اطلاعات سپاه پاسداران به مدت ۹ ماه بازداشت گردید .(کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۴/۸/۸۷)
۶۵ ـ حسین مفید رئیس دیوانعالی کشور اعلام کرد: زندانهای ما در شرایط و وضعیتی قرار دارد که شاید بتوان ادعا کرد از زندانهای ممتاز جهان بشریت است و این موضوع حقوق بشر که علیه کشور ما مطرح می شود صد در صد سیاسی است و هیچکدام واقعیت ندارد. ما چیزی به عنوان نقض حقوق بشرنه در قوانین و نه در مرحله اجرا نداریم. نامبرده افزود: در جمهوری اسلامی ما انتخاب رئیس قوه قضائیه به انتخاب مردم نیست. در راس نظام و حکومت ما شخصیتی به عنوان رهبر انقلاب یک مقام الهی و مرجعیت دینی است و دارای خصوصیاتی در حد بسیار فوق العاده است و در همه امور نظارت عالی دارد. (ایسنا ۱۵/۸/۸۷)
۶۶ ـ حمید والائی دانش آموخته حقوق قضایی و قبول شده آزمون کانون وکلای آذربایجان شرقی که بدستور اداره اطلاعات تبریز رد صلاحیت شد ، طی نامه ای خطاب به رئیس کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری استان آذربایجان شرقی اعلام کرد: در مورخه ۲۵ تیر سال جاری توسط ادراه اطلاعات تبریز به مدت ۱۳ روز بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفتم. در ایام بازداشت در سلول انفرادی تعدادی از دندانهایم شکسته و لثه هایم التهاب و خونریزی کرده و ازناحیه پای راست و سرم دچار آسیب شدم .همچنین در حین شکنجه چندین بار بیهوش شدم و الان دچار سرگیجه و سردردهای شدید هستم. پس از شکنجه مذکور تقاضای پزشک معالج و معرفی به پزشکی قانونی را کردم که از عمل به این تقاضا نیز امتناع ورزیدند. (ساوالان سسی ۲۲/۸/۸۷)
۶۷ ـ رضا خندان عضو کمیته مبارزه با سانسور کانون نویسندگان ایران اعلام کرد: طبق آمارهای غیر رسمی، بسیاری از کتابهای نویسندگان حدود ۴۰۰۰ کتاب و شاید هم بیشتر ، همینطوری در ارشاد منتظر مجوز مانده است . حتی کتابهایی که مجوز می گیرند گاهی روی یک تکه کاغذ می نویسند که فلان بخش آن باید حذف شود، فلان کلمه و جمله باید عوض شود، حتی مواردی بوده که پس از اینکه کتاب چاپ شده اجازه ترخیص از چاپخانه را نداده اند و آن را نگهداشته اند. این ترس را همیشه در ناشرین بوجود آورده اند که خود ناشرین مبدل به یک عامل سانسور شده و بترسند از اینکه مبادا کتابی چاپ کنند که در چاپخانه ها بماند .(رادیو فردا ۲۵/۸/۸۷)
احضار فعالین سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی به دادگاهها:
۶۸ ـ ابراهیم نوری دانش آموز دبیرستان مدرس شهرستان اهر جهت بازجویی به شعبه اول دادگاه اهر احضار شد . جرم این دانش آموزدرخواست تحصیل به زبان مادری خویش ترکی آذربایجانی می باشد.( فعالان حقوق بشر در ایران ۲۲/۸/۸۷)
۶۹ ـ امیر رضا امیر بختیار مسئول حزب ایران در استان خوزستان و از کوشندگان جبهه ملی ایران جهت بازجویی به ستاد خبری اطلاعات احضار شد. ( کمیته گزارشگران حقوق بشر ۳۰/۸/۸۷)
۷۰ ـ وحید شیخ باغلو و محمود فضلی از فعالان آذربایجانی جهت بازجویی به اداره اطلاعات تبریز احضار شدند. نامبردگان در تاریخ ۷ آبان ماه سال جاری در پی شرکت در مراسم استقبال از آزادی دانشجویان زندانی ، به همراه پنج نفر دیگر از شرکت کنندگان در مراسم توسط نیروی انتظامی در مقابل زندان تبریز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.(فعالان حقوق بشر در ایران ۳۰/۸/۸۷)
محاکمه فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی:
۷۱ مهندس احمد دانش پذیر وبلاگ نویس و تحلیل گر مسائل سیاسی به همراه فرزندش دامون دانش پذیر به اتهام تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروههای اپوزسیون در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شدند. مهندس احمد دانش پذیر در ۲۳ بهمن سال ۸۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید.( کمیته گزارشگران حقوق بشر۲۹/۸/۸۷)
بازداشت فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی:
۷۲ ـ حاجی محمدنور شه بخش توسط مامورین اداره اطلاعات زاهدان، روز یکشنبه ۲۱ مهر ماه بازداشت گردید. خانواده نامبرده بعد از گذشت ۱۷ روز هنوز از محل نگهداری، علت دستگیری و یا وضعیت وی اطلاعی دریافت نکرده اند. (دیده بان حقوق بشر بلوچستان ۹/۸/۸۷)
۷۳ ـ مجید ویسی ۳۵ ساله اهل شهرستان ثلاث باباجانی به اتهام همکاری با احزاب اپوزیسیون کرد توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به اداره اطلاعات شهرستان کرمانشاه منتقل گردید. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱۱/۸/۸۷)
۷۴ ـ وریا اسکندری و دیاکو قبادی در شهر کامیاران از توابع استان کردستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱۲/۸/۸۷)
۷۵ ـ مسعود حسین پناهی فعال سیاسی در شهرستان دهگلان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به اداره اطلاعات شهر قروه منتقل گردید. وی سال گذشته به مدت یک ماه و امسال نیز به مدت ۱۰ روز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱۸/۸/۸۷)
۷۶ ـ عبداله عباسی جوان استاد دانشگاه رجایی ، حسین حسینی دبیر اسبق انجمن اسلامی آموزشکده رازی شهر اردبیل و فیروز حسین پور از شرکت کنندگان در مراسم بزرگداشت سردار ملی ستارخان در شاه عبدالعظیم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۳/۸/۸۷)
۷۷ ـ وحید نبی زاده ۲۵ ساله از تجار مرزی شهر سلماس به اتهام همکاری با اپوزیسیون کرد توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سلماس منتقل گردید. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱۲/۸/۸۷)
۷۸ ـ جمشید زارعی از فعالان آذربایجانی در محل کار خود توسط مامورین اداره اطلاعات تبریز بازداشت گردید.نامبرده در ۲۱ اردیبهشت سال جاری توسط مامورین امنیتی بازداشت شد و حدود ۳ ماه در بازداشتگاه اداره اطلاعات و زندان عمومی تبریز بسر برد. ( کمیته گزارشگران حقوق بشر ۳۰/۸/۸۷)
فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
۷۹ ـ خلیل فاتحی و هوشیار پشابادی اهل روستای الک از توابع شهرستان کامیاران به اتهام عضویت در احزاب کرد و محاربه، در دادگاه تجدید نظر استان کرمانشاه به ۲۸ سال حبس تعزیری محکوم شدند. خلیل فاتحی به ۱۸ سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان سمنان و هوشیار پشابادی به ۱۰ سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان قم. (فعالان حقوق بشر در ایران ۳/۸/۸۷)
۸۰ ـ محمد صدیق کبودوند موسس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده پیام مردم به اتهام تشکیل جمعیت مدافع حقوق بشر ، دعوت از جمهوری اسلامی به پایبندی به تعهدات حقوق بشری ، دفاع از حقوق بشر و افشای موارد نقض حقوق بشر در گفتگو با رسانه های عمومی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. آقای کبودوند از ۱۶ ماه پیش در زندان بسر می برد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ۴/۸/۸۷)
۸۱ ـ حمیده نبوی به اتهام قصد شرکت در مراسم بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ در دادگاه انقلاب شهر ری به یکسال زندان محکوم شد. نامبرده در ۱۶ مهر توسط مامورین اطلاعات بازداشت و به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۷/۸/۸۷)
۸۲ ـ علی پاسبار معلم مهابادی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و همکاری با احزاب اپوزیسیون در دادگاه انقلاب مهاباد به تحمل ۲ سال حبس تعزیری و ۴ سال حبس تعلیقی محکوم شد. نامبرده توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان مهاباد منتقل گردید. (موکریان نیوز ۹/۸/۸۷)
۸۳ ـ رضا عبدی سنبل آبادی دبیر آموزش و پرورش منطقه نازی آباد تهران بعلت شرکت در تجمع اعتراضی معلمان به اتهام اخلال در نظم عمومی و شرکت در تجمع غیرقانونی در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه جزائی مجتمع بهشتی به ریاست قاضی سید حمیدرضا حسینی به پرداخت ۲ میلیون و پنجاه هزار تومان جریمه نقدی بدل از حبس و شلاق محکوم شد. نامبرده در تجمع ۱۹ اردیبهشت ۸۶ معلمان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل گردید. وی پس از چند هفته با قرار وثیقه ۴۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.(کانون صنفی معلمان تهران ۱۱/۸/۸۷)
۸۴ ـ یوسف عزیزی بنی طرف، عضو کانون نویسندگان ایران به اتهام تبلیغ علیه نظام و توطئه علیه امنیت داخلی و خارجی کشور در شعبه ۳۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ۵ سال زندان محکوم شد. (ایسنا ۲۲/۸/۸۷)
۸۵ ـ جلال جلالی زاده نماینده سنندج در دوره ششم مجلس شورای اسلامی در شعبه ششم دادگاه تجدید نظر استان گلستان به پرداخت ۳۰۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد. (ایسنا ۲۲/۸/۸۷)
۸۶ ـ صابر بیت اللهی و بهمن نصیرزاده از دبیران شهرهای ماکو و پلدشت به اتهام تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام ، اقدام برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ، پخش اعلامیه ، فعالیتهای پان ترکیستی و تجزیه طلبانه در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی خوی بصورت غیابی هر کدام به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شدند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر۲۵/۸/۸۷)
۸۷ ـ فهیم رضا زاده به اتهام همکاری با پژاک در دادگاه به ۱۰ سال حبس تعزیری توام با تبعید محکوم شد . همچنین حسین یاسمنی با همین اتهام به ۲ سال حبس تعزیری محکوم گردید. (فعالان حقوق بشر درایران ۲۶/۸/۸۷)
۸۸ ـ نادر قدیمی دبیر کانون صنفی معلمان همدان به علت شرکت در اعتراضات صنفی معلمان در دادگاه تجدید نظر به یکسال تبعید به منطقه خزل در ۱۴۵ کیلومتری همدان محکوم شد.نامبرده از ۲۰ مهر ۸۷ برای گذراندن دوران تبعید راهی منطقه خزل شد. همچنین یوسف زارعی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان همدان در دادگاه تجدید نظر به یکسال تبعید به شهرستان نهاوند محکوم گردید. نامبرده هم اکنون برای کذراندن دوره تبعید در شهرستان نهاوند بسر می برد.( کانون صنفی معلمان ایران ۲۶/۸/۸۷)

اخبار مربوط به زندانيان سياسی:
۸۹ ـ نسرین ستوده وکیل مدافع محمد صدیق کبودوند اعلام کرد: موکلش به ۱۱ سال زندان محکوم شده است. این حکم در حالی صادر می شود که فعالیت آقای کبودوند صرفا در زمینه حقوق بشر بوده است. نسرین ستوده گفت: محمد صدیق کبودوند به جز اتهام تاسیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، به ارتباط با سازمانهای مرتبط با سازمان ملل متحد و ارسال نامه و گزارش به سازمان ملل و شخص کوفی عنان، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد نیز متهم شده است. وی درباره ی سابقه صدور حکم یازده سال زندان برای فعالان حقوق بشر گفت: من تا به حال با چنین حکم سنگین برای یک مدافع حقوق بشر روبه رو نشده بودم. صدور چنین حکمی می تواند زنگ خطری برای همه فعالان حقوق بشر باشد و به همین دلیل جا دارد که همه فعالان این عرصه در ایران و سایر کشورها توجه کافی را به این حکم نشان دهند. (رادیو فردا ۵/۸/۸۷)
۹۰ ـ نسرین ستوده وکیل مدافع محمد صدیق کبودوند اعلام کرد: موکلش در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ۱۱سال زندان محکوم شده است. اتهام آقای کبودوند تاسیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و ارسال گزارش هایی از وضعیت حقوق بشر ایران به نهادهای بین المللی و کوفی عنان دبیرکل سابق سازمان ملل متحد است . خانم ستوده گفت: موکلش شرایط دشواری در زندان دارد و به خدمات پزشکی و بهداشتی نیازمند است. وی از ماه گذشته ممنوع الملاقات نیز شده و خانواده اش در این مدت نتوانسته اند با وی دیدار کند. (بی بی سی ۶/۸/۸۷)
۹۱ ـ علیرضا صرافی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده دیلماج و عضو شورای ملی صلح، سعید محمدی سر دبیر سابق هفته نامه یارپاق، حسن راشدی نویسنده و روزنامه نگار و مهدی نعیمی مدرس زبان ترکی که از ۲۰ شهریور در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین بسر می برند. در اعتراض به ادامه نگهداری و برخوردهای غیر قانونی با ایشان در مدت طول بازداشت، دست به اعتصاب غذا زده اند. (امیرکبیر ۹/۸/۸۷)
۹۳ ـ مهندس ابراهیم رشیدی فعال آذربایجانی پس از تحمل ۵ ماه حبس تعزیری با پرداخت ۵۰ هزار تومان جزای نقدی از زندان ارومیه آزاد شد. (ساوالان سسی ۱۶/۸/۸۷)
۹۴ ـ علیرضا صرافی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده دیلماج و عضو شورای ملی صلح، سعید محمدی سردبیر سابق هفته نامه یارپاق، حسن راشدی نویسنده و روزنامه نگار و مهدی نعیمی مدرس زبان ترکی، هر یک با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شدند. این چهار فعال آذربایجانی به همراه ۱۵ نفر دیگر در ۲۰ شهریور توسط ماموران امنیتی در تهران بازداشت شدند. فعالان آذربایجانی به اتهام اجتماع و تبانی در جهت اخلال در امنیت کشور توسط متین راسخ در دادگاه انقلاب مورد بازجوئی قرار گرفته اند.(کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۸/۸/۸۷)
۹۵ ـ هیجده نفر از زندانیان سیاسی زندان مرکزی سنندج طی نامه ای خطاب به رئیس قوه قضائیه اعلام کردند: آنچه که در زندان مرکزی سنندج بر ما می رود تداوم و استمرار همان شرایط بازداشتگاههای امنیتی است که قبلا روزها و ماه ها با آن دست به گریبان بوده ایم. نظارت ریز و حساب شده مسئولین زندان سنندج تداعی کننده انگیزاسیون و تفتیش عقاید قرون وسطایی است، کوچکترین حرکات و عادی ترین اظهار نظرها می تواند بدترین عواقب را بدنبال داشته باشد. سرسلسله تهدیدات و عواقب قابل پیش بینی برای زندانیان سیاسی تبعید است. وضعیت عمومی زندان برای کلیه زندانیان اعم از سیاسی و غیر سیاسی بس نامناسب و دور از استانداردها و معیارهای پذیرفته شده است. توزیع و مصرف وسیع و آشکار مواد مخدر و قرص های روان گردان و توهم زا و سکوت مسئولین در قبال آن، نصب شبکه های توری فولادی روی هواخوری کوچک، دریغ نمودن امکانات محدود زندان از زندانیان، وضعیت نامناسب قضایی بگونه ای است که قضات حداقل رفت و آمد به زندان دارند و گاه چندین ماه آنها را نمی بینیم، وضعیت نامناسب غذایی، بهداشتی و دارویی، عدم تفکیک و طبقه بندی زندانیان و معضلات رفتاری و اخلاقی ناشی از آن، ممنوعیت امکانات قانونی پیش بینی شده در آئین نامه ی سازمان زندانها همچون رادیو، سانسور نمودن روزنامه ها، کتب و کمبود شدید فضای اختصاص یافته به زندانیان و نگهداری تعداد بسیار زیادی زندانی در کمترین فضای ممکن، ایجاد محدودیت در اعطای ملاقات و تلفن، پلیسی و پادگانی کردن زندان و در کل حاکم شدن بدترین نوع محدودیت های غیرضروری بر زندان مرکزی سنندج . در بخش پایانی نامه آمده است: ما زندانیان سیاسی زندان مرکزی سنندج از ریاست محترم قوه قضائیه خواستاریم که بازرسانی را از جانب خود به زندان مرکزی سنندج بفرستند تا در دیداری مستقیم ، بدون واسطه و رو در رو ، مسایل و معضلات موجود را مطرح و چاره یابی نمائیم. اسامی زندانیان امضاء کننده به شرح زیر است : یاسر گلی، شاکر باقی، جهاندار محمدی، عدنان حسن پور، ساسان بابایی، فردین مرادی، سهراب جلالی، رئوف ابراهیمی، سعید سنگر، کاوه طهماسبی، امیر سور سوری، حسین رحمانی، جمال رحمانی، محمدیار احمدی، فردین محمدی، یاسر پرویزی، حسین حمزه شجاع و حبیب الله لطیفی. (اخبار روز ۲۱/۸/۸۷)
۹۶ ـ علی عبداللهی دادستان ویژه دادگاه روحانیت قم اتهامات مجتبی لطفی مسئول اطلاع رسانی دفتر آیت الله منتظری را به این شرح اعلام کرد: فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ، تهیه و توزیع جزوات و مقالات بدون داشتن مجوز قانونی، نشر اکاذیب، نگهداری تجهیزات دریافت از ماهواره، افشا و انتشار اسناد و اخبار محرمانه مربوط به شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی و جامعه مدرسین و نگهداری سی دی های خلاف اخلاق. لازم به یادآوری است که: حجت اسلام مجتبی لطفی در تاریخ ۱۷/۷/۸۷ به حکم دادگاه ویژه روحانیت قم بازداشت و در سلول انفرادی نگهداری می شود. (کارگزاران ۲۲/۸/۸۷)
نقض حقوق اقلیتهای مذهبی:
۹۷ ـ منا محبتی دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه رضائی کرمانشاه پس از دو سال تحصیل به علت اعتقاد به دیانت بهائی بدستور رئیس دانشگاه از تحصیل محروم شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱/۸/۸۷)
۹۸ ـ مریم علیجانی ، آرش خدابخشی ، مرتضی سپندار و سید سلمان میرسلیمی از دارویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به شعبه چهارم دادسرای کرج احضار شد. ۲۸نفر از دراویش شهرستان چرمهین به دادگاه بخش باغ بهادران اصفهان احضار شدند. (سایت مجذوبان نور ۱/۸/۸۷)
۹۹ ـ قبرستان گلستان جاوید جامعه بهایی در قائم شهر واقع در استان مازندران با لودر تخریب گردید.(فعالان حقوق بشر در ایران ۵/۸/۸۷)
۱۰۰ ـ یکی از اتاق های منزل جلال خرم روز به جرم برگزاری مجالس دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در عسلویه با فشار اداره اطلاعات بدستور دادستانی عسلویه پلمپ گردید. (سایت مجذوبان نور ۷/۸/۸۷)
۱۰۱ ـ علی احمدی و چنگیز درخشانیان به علت اعتقاد به آئین بهائیت به اتهام تبلیغ علیه نظام در اردیبهشت سال جاری در دادگاه قائم شهر به ترتیب به ۱۰ ماه و ۶ماه حبس محکوم و روانه زندان شدند.(فعالان حقوق بشر در ایران ۸/۸/۸۷)
۱۰۲ ـ مهندس مجید الستی از هواداران آیت الله کاظمینی بروجرودی بدستور دادگاه ویژه روحانیت از زندان اوین به زندان زنجان تبعید گردید. در هفته گذشته نیز مسعود سماواتیان ، علیرضا منتظر صاحب و حبیب قوتی به زندان شهرهای خرم آباد ، کرمانشاه و همدان تبعید شدند. (فعالان حقوق بشر در ایران ۹/۸/۸۷)
۱۰۳ ـ کرمعلی فراهان پور از مشایخ سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی که به بندرعباس سفر کرده بود، در فرودگاه توسط مامورین امنیتی بازداشت و سپس مجبور به ترک بندرعباس و مراجعت به تهران شدند. قلندری نماینده دراویش در بندرعباس توسط نیروهای امنیتی مورد بازجویی قرار گرفت.( سایت مجذوبان نور ۱۴/۸/۸۷)
۱۰۴ ـ مهندس امیر علی محمدی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی قم بدستور شعبه اول دادیاری اجرای احکام کیفری دادسرای قم بازداشت و روانه زندان شد. نامبرده به اتهام تشویش اذهان عمومی و تشویش اذهان مراجع و مقامات رسمی و توهین به مقدسات اسلام در شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومی جزایی قم به ریاست قاضی پور موسوی و با تایید دادگاه تجدید نظر به تحمل ۷۴ ضربه شلاق ، ۵ سال زندان و ۱۰ سال تبعید به شهر بابک محکوم گردید .( سایت مجذوبان نور ۱۴/۸/۸۷)
۱۰۵ ـ مهندس علیرضا صادقی از هواداران آیت الله کاظمینی بروجرودی که در دادگاه ویژه روحانیت به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده، پس از اتمام دوران مرخصی استعلاجی جهت مداوای بیماری قلبی مجددا توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱۴/۸/۸۷)
۱۰۶ ـ ایوب گنجی، روحانی اهل سنت در ۵ آبان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان مرکزی همدان منتقل گردید. وی در بهمن سال گذشته بدستور دادگاه ویژه روحانیت همدان بازداشت و سپس در ۱۱ مهر سال جاری با تعهد از زندان آزاد شده بود. (فعالان حقوق بشر در ایران ۱۸/۸/۸۷)
۱۰۷ ـ طرازالله الله وردی گرجی و همسرش سونیا تبیانیان به جرم اعتقاد به آئین بهائیت توسط ماموران امنیتی در ساری بازداشت شدند . خانم شعله الله وردی گرجی اعلام کرد: ماموران امنیتی منزل آنها را پس از بازداشت پدر و مادرش مورد بازرسی قرار داده اند، یک سری از کتابها، اسناد و مدارک را هم با خود برده اند. وی افزود: تلاش کردیم وکیل بگیریم ، ولی هنوز موفق نشده ایم ، چون در میان وکلای داخلی به صراحت می توانم بگویم ، کسی جرات نمی کند وکالت قبول کند ، اگر قبول کنند برای خود آنها بد می شود. (رادیو فردا ۲۵/۸/۸۷)
۱۰۸ ـ سیامک ابراهیمی به جرم اعتقاد به آئین بهائیت توسط مامورین امنیتی در شهر تنکابن بازداشت شد و در دادگاه به ۶ ماه حبس تعزیری و ۲ سال تبعید به شهر زابل محکوم شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۵/۸/۸۷)
۱۰۹ ـ نیروی انتظامی انگوران زنجان به مردم اهل حق هشدار داده که زیارتگاه زئیوه را تعطیل نمایند ، در غیر اینصورت این زیارتگاه تخریب خواهد شد .( کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۵/۸/۸۷)
۱۱۰ ـ علی عسگر روانبخش و همسرش زلیخا موسوی به همراه روحیه یزدانی به علت اعتقاد به دیانت بهایی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی توسط اداره اطلاعات یاسوج در ۶ آبان ۸۷ بازادشت شدند.(فعالان حقوق بشر در ایران ۲۶/۸/۸۷)
۱۱۱ ـ فرهاد ثابتان سخنگوی انجمن بین المللی بهائیان اعلام کرد: چهار نفر از بهائیان همدان در دادگاه تجدید نظر محاکمه شدند، متهمین از داشتن وکیل مدافع محروم بوده اند. وی افزود: در حال حاضر دستکم ۲۴ بهایی در زندانهای سراسر ایران محبوسند و برخی از آنان از حق ملاقات با خانواده و وکیل محروم هستند.(رادیو فرانسه ۲۸/۸/۸۷)
۱۱۲ ـ عبادالله قاسم زاده، سهند علی محمدی و بخشعلی محمدی از زندانیان اهل حق در زندان ارومیه جهت گذراندن محکومیت ۱۳ سال حبس تعریری توام با تبعید به زندان مرکزی یزد منتقل شدند. نامبردگان از سال ۸۴ در زندان بسر می برند.(فعالان حقوق بشر در ایران ۲۸/۸/۸۷)
اخبار فعالان جنبش زنان:
۱۱۳ ـ پرستو اللهیاری از فعالان کمپین یک میلیون امضاء در دادگاه انقلاب تهران توسط قاضی سبحانی مورد بازجوئی قرار گرفت. ماموران امنیتی ضمن تفتیش خانه و ضبط لپ تاپ، دفترچه های تاثیر قوانین بر زندگی زنان، سی دی، کتاب و آلبوم شخصی نامبرده را با خود بردند. (تغییر برای برابری ۱/۸/۸۷)
۱۱۴ ـ ماموران امنیتی فرودگاه بین المللی خمینی با ضبط پاسپورت سوسن طهماسبی از فعالان کمپین یک میلیون امضاء برای چهارمین بار از سفر وی جلوگیری کردند. پنج مامور امنیتی منزل نامبرده را بازرسی کرده و تعدادی سی دی، چندین جلد کتاب، دست نوشته ها و تعدادی نوار و کامپیوتر و متون درسی را ضبط کردند.(تغییر برای برابری ۵/۸/۸۷)
۱۱۵ ـ ناهید کشاورز، محبوبه حسین زاده، سعیده امین و سارا امینیان از فعالان کمپین یک میلیون امضاء جهت محاکمه به دادگاه احضار شدند. (مدرسه فمنیستی ۵/۸/۸۷)
۱۱۶ ـ محبوبه کرمی از فعالین کمپین یک میلیون امضاء به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. این روزنامه نگار در ۲۴ خرداد توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تحمل ۷۰ روز زندان با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.(تغییر برای برابری ۱۱/۸/۸۷)
۱۱۷ ـ سولماز ایگدر خبرنگار سایت کانون زنان ایرانی در شعبه ۳۱ دادگاه انقلاب شهرری به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. سولماز ایگدر از فعالان اجتماعی و مدافع حقوق کودک و زنان در روز جمعه نهم شهریور ماه همزمان با بیستمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در مقابل گورستان خاوران بازداشت شد و پس از تحمل ۱۲ روز زندان انفرادی با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. (کانون زنان ایرانی ۱۳/۸/۸۷)
۱۱۸ ـ خدیجه مقدم از فعالان کمپین یک میلیون امضاء به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و نیز تمرد و سرپیچی از دستور پلیس در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. همچنین همسر وی دکتر علی اکبر خسرو شاهی به علت اطلاع رسانی در رابطه با بازداشت خانم مقدم توسط پلیس امنیتی، به اتهام فعالیت تبلیغاتی علیه نظام محاکمه شد. (تغییر برای برابری ۱۳/۸/۸۷)
۱۱۹ ـ زینب پیغمبرزاده عضو کمپین یک میلیون امضاء و از بازداشت شدگان تجمع ۱۳ اسفند در شعبه ۲۱ دادگاه تجدید نظر به یکسال حبس به مدت ۳ سال تعلیق و معرفی هر ۴ ماه یکبار خود به وزارت اطلاعات محکوم شد.(تغییر برای برابری ۱۲/۸/۸۷)
۱۲۰ ـ رضوان مقدم عضو کمپین یک میلیون امضاء به اتهام اخلال در نظم عمومی در دادگاه تجدید نظر به ۶ ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شد. این حکم به مدت ۳ سال به حالت تعلیق درآمد.(تغییر برای برابری ۱۴/۸/۸۷)
۱۲۱ ـ زهره اسدپور از اعضای کمپین یک میلیون امضاء و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی دانشگاه آزاد بدستور وزارت اطلاعات در گزینش رد صلاحیت شد و از تحصیل محروم گردید. (تغییر برای برابری ۱۶/۸/۸۷)
۱۲۲ ـ معصومه ضیاء فعال حقوق زنان و از بازداشت شدگان تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی در شعبه ۲۱ دادگاه تجدید نظر استان تهران به یکسال حبس تعلیقی به مدت سه سال و معرفی هر ۴ ماه یکبار خود به نیروی انتظامی محکوم شد. همچنین در رابطه با همین پرونده به اتهام اخلال در نظم عمومی در دادگاه عمومی به پرداخت ۲۰۰۰۰۰ تومان جریمه نقدی بدل از حبس و شلاق محکوم شد.(کانون زنان ایرانی ۱۷/۸/۸۷)
۱۲۳ ـ شهناز غلامی روزنامه نگار، فعال حقوق زنان، مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. نامبرده از سال ۶۸ تا ۷۳ به مدت ۵ سال بدلیل فعالیتهای سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده است. (ساوالان سسی ۲۰/۸/۸۷)
۱۲۴ ـ محبوبه حسین زاده عضو کمپین یک میلیون امضاء به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و تبرئه شد. (تغییر برای برابری ۲۰/۸/۸۷)
۱۲۵ ـ عشا مومنی عضو کمپین یک میلیون امضاء با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. این دانشجوی ۲۸ ساله به اتهام تبلیغ علیه نظام ۲۷ روز پیش توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شد. (تغییر برای برابری ۲۱/۸/۸۷)
۱۲۶ ـ دلارام علی فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ به اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی در شعبه ۲۱ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ۴ ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق (قابل تبدیل به جزای نقدی) محکوم شد. (تغییر برای برابری ۲۶/۸/۸۷)
۱۲۷ ـ زینب بایزیدی فعال کمپین یک میلیون امضاء ، عضو انجمن زنان آذر مهر کردستان و عضو پیشین سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که در دادگاه تجدید نظر به ۴ سال حبس و تبعید محکوم شده بود . از زندان مرکزی مهاباد به زندان زنجان تبعید گردید. (انجمن زنان آذر مهر کردستان ۲۷/۸/۸۷)
۱۲۸ ـ فاطمه گفتاری عضو انجمن زنان آذر مهر کردستان و مادر دانشجوی زندانی یاسر گلی به اتهام تبلیغ برعلیه نظام از طریق اعلام اعتصاب غذا ، در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شد. وی با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. نامبرده دو هفته پیش از زندان آزاد گردیده است.( انجمن زنان آذر مهر ۲۹/۸/۸۷)
اخبار کارگری:
۱۲۹ ـ اولیا علی بیگی نایب رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار اعلام کرد : چندین ماه است که از انتخابات کانون های شورای اسلامی کار در استان های یزد ، قم و آذربایجان غربی می گذرد، وی گفت : این انتخابات با حضور و تایید ناظران وزارت کار بوده است اما سازمان تشکلات کارگری و کارفرمایی وزارت کار اعتبار نامه کانون های این استانها را صادر نمی کند. نامبرده افزود: در صورت ادامه روند موجود به سازمان جهانی کار (ILO) شکایت خواهیم کرد. (ایلنا ۱/۸/۸۷)
۱۳۰ ـ بدنبال احضار ۱۲ نفر از فعالان کارگری کارخانه لاستیک البرز به کلانتری ۱۱۸ و تشکیل پرونده برای آنها، به اتهام تشویش اذهان عمومی جهت بازجوئی به شعبه ۷ بازپرسی دادسرای انقلاب سعادت آباد احضار شدند. کارگران این کارخانه مدت ۷ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. (سلام دمکرات ۱۱/۸/۸۷)
۱۳۱ ـ افشین شمس عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری و عضو کانون کاریکاتوریست ها در دادگاه به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده در ۱۳ تیر سال جاری در شهرستان الیگودرز بازداشت و به زندان اصفهان منتقل گردید. (سلام دمکرات ۱۱/۸/۸۷)
۱۳۲ ـ محمد جراحی عضو کمیته پیگیری تشکل های آزاد کارگری در تبریز جهت بازجوئی به دادگاه انقلاب تبریز احضار شد. نامبرده سال گذشته توسط نیروهای امنیتی به مدت ۴ روز بازداشت گردید و سپس با قرار وثیقه ۱۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. (سلام دمکرات ۱۱/۸/۸۷)
۱۳۳ ـ حدود ۳۰۰ کارگر کارخانه لاستیک البرز به نمایندگی از ۱۳۰۰ کارگر این کارخانه در اعتراض به روشن نبودن وضعیت قرار داده و پرداخت نشدن حقوق خود در مقابل دفتر ریاست جمهوری تجمع کردند. حدود ۴۰۰ کارگر قراردادی در این کارخانه هستند که وضعیت آنها مشخص نیست. دفترچه های بیمه کارگران سه ماه است که تمدید اعتبار نمی شود. تعدادی از کارگران در شرف بازنشستگی هستند و کارخانه حق بیمه این افراد را نمی دهد و آنان بلاتکلیف هستند. نهار و سرویس ایاب و ذهاب کارگران قطع شده است. (ایلنا ۲۰/۸/۸۷)
۱۳۴ ـ احمد حسین نژاد رئیس شورای اسلامی کار کارخانه شیمیائی ساری (کرم کیمیکال) اعلام کرد: ۸۰ نفر کارگر کارخانه به مدت هفت ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین عیدی و پاداش سالهای ۸۲ و ۸۳ کارگران پرداخت نشده است. وی افزود: اداره تامین اجتماعی نیز از تمدید اعتبار دفترچه های بیمه کارگران خودداری می کند. (ایلنا ۲۲/۸/۸۷)
۱۳۵ ـ محمد جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی اعلام کرد : بدلیل کمبود نقدینگی و مواد اولیه ۲۵۳۰۰۰ نفر بیکار شده اند. بر اساس طرح وزارت کار برای مقابله با بیکاری تاکنون ۱۹ میلیارد دلار جهت اجرای طرح بنگاههای زود بازده پرداخت شده است. (بی بی سی ۲۴/۸/۸۷)
۱۳۶ ـ طیب مولایی عضو هئیت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران توسط نیروهای امیتی در سنندج بازداشت گردید . همچنین طه آزادی عضو البدل هئیت مدیره اتحادیه آزاد کارگران به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به شعبه معاونت دادستانی شهرستان کنگان احضار شد. (رادیو فردا ۲۶/۸/۸۷)
۱۳۷ ـ سرهنگ احمدی رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران بزرگ اعلام کرد: بر اثر آتش سوزی در پالایشگاه نفت یک نفر کشته شد. (ایسنا ۲۷/۸/۸۷)
قتل مردم توسط نیروهای انتظامی و امنیتی:
۱۳۸ ـ بر اثر تیراندازی نیروی انتظامی در منطقه مرزی بانه جلال معروفی کشته و رحیم زرواوی زخمی گردید . همچنین بر اثر تیراندازی سپاه پاسداران در منطقه مرزی مریوان فریدون زارعی زخمی شد.(فعالان حقوق بشر در ایران ۵/۸/۸۷)
قطع اعضای بدن:
۱۳۹ ـ سهیل-م و نادر-خ به اتهام سرقت از سوی دادگاه کیفری استان تهران هرکدام به قطع چهار انگشت دست راست محکوم شدند. (اعتماد ۱۹/۸/۸۷)
۱۴۰ ـ محمدرضا به جرم سرقت در مجتمع قضایی قدس تهران به حکم رئیس دادگاه به قطع ۴ انگشت دست راست محکوم گردید. (اعتماد ۲۷/۸/۸۷)
قتلهای مشکوک:
۱۴۱ ـ خانواده دکتر زهرا بنی یعقوب پس از گذشت یکسال از مرگ مشکوک فرزندشان در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان با نوشتن نامه ای خطاب به مردم ایران به ویژه فعالان حقوق بشر در خواست کمک کردند. در بخشی از نامه آمده است: بیش از یکسال از مرگ مشکوک فرزندمان دکتر زهرا بنی یعقوب در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان می گذرد. در این مدت تلاش فراوانی از سوی ما، وکلای مدافع پرونده، فعالان حقوق بشر و حقوق زنان و روزنامه نگاران مستقل برای کشف حقیقت صورت گرفته اما متاسفانه تاکنون پرونده به نقطه روشنی نرسیده است و متهمان همچنان آزاد هستند و مجازاتی برای آنها در نظر گرفته نشده است. هیچ کس پاسخ مشخصی به ما نمی دهد. به همین دلیل از شما یاری می خواهیم ، در ادامه آمده است: پس از انتقال جسد زهرا به پزشکی قانونی ، به آنها ساعت مرگ را ۹ صبح روز شنبه اعلام می کنند. در حالیکه ساعت ۵ بعدازظهر و هشت و نیم شب با برادرش صحبت کرده و حدود ساعت ۵ بعدازظهر همان روز یک قاضی او را دیده و با صحبت کرده است. بر اساس گزارش پزشکی قانونی دو کبودی روی پاهای زهرا مشاهده شده است. کبودی روی ساق پای چپ و کبودی روی ران پای راست. اما به علل این کبودی ها اشاره نشده است. عجیب تر آنکه پزشکی قانونی به خونی که از بینی و گوش زهرا بیرون آمده توجهی نکردند و در هیچ کدام از گزارش هایشان به آن اشاره نکرده اند . دو- سه روز پس از مرگ دلخراش فرزندمان، یکی از معاونان استانداری همدان با پدر زهرا دیدار کرد و گفت: خواهش ما از شما این است که حتی به اقوام خودتان هم نگویید که فرزندتان در ستاد امر به معروف فوت کرده است. مثلا بگویید تصادف کرده و یا دچار ایست قلبی شده است. چند پزشک متخصص به ما گفته اند: کسی که حلق آویز شده باشد به هیچ وجه گوش و بینی اش خون ریزی نمی کند و این از نشانه های ضربه مغزی است. آیا فریاد رسی در این کشور هست که داد فرزندمان را بستاند؟ (کانون زنان ایرانی ۴/۸/۸۷)
۱۴۲ ـ عبدالرضا رجبی ۴۵ ساله ، پدر ۴ فرزند از زندانیان سیاسی وابسته به سازمان مجاهدین خلق بعد از تحمل ۷ سال حبس و پس از انتقال از زندان اوین به زندان رجایی شهر به شکل مشکوکی در گذشت . نامبرده با یک درجه تخفیف به زندان ابد محکوم شده بود. لازم به یادآوری است که، قبل از وی زهرا کاظمی ، اکبر محمدی ، ولی الله فیض مهدوی ، زهرا بنی یعقوب ، ابراهیم لطف اللهی ، کاوه عزیزپور ، فرهاد محسنی نگارستانی به شکل مشکوکی در زندانها به قتل رسیده اند. (فعالان حقوق بشر در ایران ۹/۸/۸۷)
۱۴۳ ـ رئیس مرکز حفاظت اطلاعات قوه قضائیه با ارسال نامه ای خطاب به بازپرس شعبه اول دادسرای ناحیه ۲۸ تهران (کارکنان دولت) اعلام کرد: پرینت مکالمات تلفنی رحیم بنی یعقوب برادر دکتر زهرا بنی یعقوب که آخرین گفتگو را پیش از مرگ خواهرش با او داشته در سیستم پرینت موجود نیست. ابوالقاسم بنی یعقوب می گوید: اورژانس منطقه، پس از معاینه جسد زهرا در ساعت نه و نیم شب عنوان کرد که او قبل از ساعت ۸ شب فوت کرده است. ما بارها و در جریان بازپرسی به این گزارش اعتراض کردیم. اگر او ساعت ۸ شب فوت کرده، چگونه می توانسته در ساعت هشت ونیم شب با برادرش صحبت کرده باشد. بازپرس از ما پرسیدند چه مدرکی برای اثبات این ادعای خود دارید؟ ما در پاسخ گفتیم می توانید پرینت مکالمه های تلفن همراه برادرش را بگیرید تا معلوم شود که کی و کجا با او تماس گرفته شده است. پس از یکسال دوندگی می گویند پرینت در شبکه موجود نیست. دکتر زهرا بنی یعقوب توسط ماموران امر به معروف و نهی از منکر همدان بازداشت و در زندان به قتل رسید. (کانون زنان ایرانی ۱۷/۸/۸۷)
۱۴۴ ـ شیخ علی دهواری ۴۶ ساله از علمای اهل سنت در بلوچستان ایران، امام جمعه مسجد صدیق اکبر سراوان و مدیر مدرسه علوم دینی توسط دو نفر موتور سوار در مقابل مسجد شهرک سبحان ترور شد .(ایسنا ۲۱/۸/۸۷)
زندانیان سیاسی عقیدتی محکوم به اعدام:
۱۴۵ ـ علیرضا پیغان نویسنده کتاب ۶۷۳ صفحه ای القائم به اتهام ادعای امام دوازدهم شیعیان بودن با فتوای مراجع تقلید به اتهام ارتداد و مفسد فی الارض در دادگاه قم محکوم به اعدام شد. نامبرده مدعی است که امام زمان از دنیا رفته و محل دفن ایشان جمکران است و به همین دلیل ما باید قبله خود را به سمت آن مسجد تغییر دهیم . مصطفی برزگر دادستان عمومی و انقلاب قم اعلام کرد ۵ نفر دیگر که ادعا کرده بودند امام دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم هستند توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند خانم فریده- گ به جرم اینکه ادعا کرده بود همسر امام زمان است از سال ۸۵ در زندان بسر می برد.(شهاب نیوز۲۱/۸/۸۷)
۱۴۶ ـ رستم ارکیا به اتهام همکاری با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) در دادگاه ماکو و با تایید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام گردید . همچنین فصیح یاسمنی اهل روستای هندوان از توابع شهرستان خوی به اتهام همکاری با حزب مذکور در دادگاه خوی و با تایید دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی و دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. (فعالان حقوق بشر در ایران ۲۶/۸/۸۷)
محکومين به اعدام:
۱۴۷ ـ رضا علی نژاد که در سال ۱۳۸۱ به اتهام قتل اسماعیل از شعبه ۶ دادگاه عمومی فسا به اعدام محکوم شد، سر انجام پس از چند بار اعتراض از سوی دیوان عالی کشور مورد تائید قرار گرفت. وی در زمان وقوع جرم ۱۷ ساله بوده است. (اعتماد ۲/۸/۸۷)
۱۴۸ ـ کامیتا-ن ۲۷ ساله به اتهام قتل خانم ل-م از سوی شعبه ۱۲۰ دادگاه جزائی اصفهان، محکوم به اعدام شد. حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور مورد تائید قرار گرفت. (ابتکار ۲/۸/۸۷)
۱۴۹ ـ داریوش-ن ۲۷ ساله به اتهام قتل رزیتا از سوی شعبه ۱۲۰ دادگاه جزائی اصفهان به اعدام محکوم و این حکم از سوی دیوان عالی کشور مورد تائید قرار گرفت. (ایسکانیوز ۴/۸/۸۷)
۱۵۰ ـ مهدی-ش ۲۴ ساله به اتهام قتل الهام ۱۹ ساله که از سوی شعبه ۱۷ دادگاه کیفری استان اصفهان به ریاست قاضی هاشم رضائی، محکوم به اعدام شده بود. حکم صادره از سوی شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور مورد تائید قرار گرفت. (ایسکانیوز ۴/۸/۸۷)
۱۵۱ ـ غلامرضا سعیدی ۲۰ ساله به جرم قتل در دادگاه محکوم به اعدام شده و در سلولهای انفرادی زندان مرکزی اصفهان نگهداری می شود. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۵/۸/۸۷)
۱۵۲ ـ حمید ۳۰ ساله که به اتهام قتل دو دوستش، حسن ۲۱ ساله و رضا ۲۷ ساله که از سوی شعبه ۵ دادگاه کیفری استان فارس به ریاست قاضی رضائیان محکوم به اعدام شده بود، طی اظهارات خود در دادگاه اعلام کرد که اعترافات وی بخاطر فشارهای وارده در دوران بازجوئی بوده که بر اساس این اظهارات و محتویات پرونده که قتل را بطور صددرصد متوجه حمید نمی دانست، دادگاه تصمیم گرفت که اولیای مقتول برای اثبات مجرم بودن حمید با اجرای مراسم قسامه یعنی قسم خوردن ۵۰ نفر در دادگاه که حمید این دو جوان را کشته است، تصمیم نهائی در مورد اجرای حکم اعدام در ارتباط با حمید را صادر کند. (ابتکار ۶/۸/۸۷)
۱۵۳ ـ حسین ۳۶ ساله به اتهام قتل جواد از سوی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزی محمدی به اعدام محکوم شد. (ابتکار ۶/۸/۸۷)
۱۵۴ ـ ناصر ۴۵ ساله به اتهام قتل دوستش منوچهر از سوی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی به اعدام محکوم شد. این حکم به تائید دیوان عالی کشور رسید. (ایسکانیوز ۸/۸/۸۷)
۱۵۵ ـ ابراهیم ۲۵ ساله به اتهام قتل حامد ۲۸ ساله از سوی شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. (اعتماد ۹/۸/۸۷)
۱۵۶ ـ حمیدرضا ۲۶ ساله به اتهام قتل استوار کوهی، مامور نیروی انتظامی و مجروح کردن یک سرباز، از سوی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی به اعدام محکوم شد. (ایران ۹/۸/۸۷)
۱۵۷ ـ ناصر ۲۷ ساله به اتهام تجاوز و سرقت از سوی دادگاه کیفری استان کرمان به اعدام محکوم شد.(اعتماد ۱۱/۸/۸۷)
۱۵۸ ـ بهروز ۲۵ ساله به اتهام قتل علیرضا از سوی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی، محکوم به اعدام و حکم صادره از سوی شعبه ۴۲ دیوان عالی کشور تائید شد. (ابتکار ۱۳/۸/۸۷)
۱۵۹ ـ بابک به اتهام قتل حیدرعلی، از سوی شعبه ۱۲۰ دادگاه عمومی جزائی اصغهان محکوم به اعدام شد. (کارگزاران ۱۳/۸/۸۷)
۱۶۰ ـ استوار حسن-ت ۳۱ ساله، مامور نیروی انتظامی شهرستان کازرون به جرم قتل سعید-ن ۲۰ ساله، از سوی دادسرای نظامی شیراز، استان فارس، به اعدام محکوم شد. حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور مورد تائید قرار گرفت. (ایسکانیوز ۱۵/۸/۸۷)
۱۶۱ ـ کورش-ح که به اتهام قتل علی قلی ۲۷ ساله از سوی شعبه ۱۲۰ دادگاه جزائی اصفهان به اعدام محکوم شد. حکم صادره از سوی شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور مورد تائید قرار گرفت. (ابتکار ۱۸/۸/۸۷)
۱۶۲ ـ دو برادر جوان به نامهای جمشید و حمید ریگی فرزندان چاکر از طایفه ریگی به اتهام قتل در زاهدان محکوم به اعدام شدند. چاکر در زندان اداره اطلاعات بر اثر شکنجه دچار ضایعه نخایی شده و نمی تواند اندام پائین تنه خود را حرکت دهد. لازم به یادآوری است که سیاست تفرقه اندازی یکی از حربه های همیشگی اداره اطلاعات استان بوده که از آن برای ایجاد جنگ و خون ریزی بین طوایف بلوچی استفاده کرده است. ایجاد درگیری بین تیره سند زهی و جری زهی در طایفه ریگی یاایجاد درگیری بین طایفه نارویی و طایفه شه بخش که سپاه زاهدان از طایفه ریگی و سپاه بم از طایفه نارویی حمایت می کردند.ایجاد درگیری بین طایفه گمشاد زهی و یا محمد زهی. ایجاد درگیری بین طایفه شه بخش و شاهوزهی. تاکنون تعداد زیادی در این درگیری ها کشته شده اند. اداره اطلاعات ترور بلوچهای مخالف دولت ایران در کراچی پاکستان را به گردن طایفه ها می اندازد و درگیری ایجاد می کند. (دیده بان حقوق بشر بلوچستان ۱۸/۸/۸۷)
۱۶۳ ـ امیر به اتهام قتل حسین ۳۷ ساله از سوی شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران یه ریاست حسینی کوه کمره ای، محکوم به اعدام شد. (ایران ۲۰/۸/۸۷)
۱۶۴ ـ حبیب ۴۰ ساله به اتهام قتل داوود ۴۴ ساله از سوی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی، محکوم به اعدام شد. (ایسکا نیوز ۲۱/۸/۸۷)
۱۶۵ ـ علیرضا ۴۰ ساله به اتهام قتل احمد از سوی شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسینی کوه کمره ای به اعدام محکوم شد. (اعتماد ۲۳/۸/۸۷)
۱۶۶ ـ محمود به اتهام قتل خاله ۴۰ ساله اش رقیه، از سوی دادگاه کیفری استان فارس به ریاست قاضی رضائیان به اعدام محکوم شد و حکم وی از سوی دیوان عالی کشور مورد تائید قرار گرفت. (اعتماد ۲۵/۸/۸۷)
۱۶۷ ـ محرمعلی ۳۰ ساله به اتهام قتل پسر ۱۲ ساله باجناقش میثم، از سوی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی محکوم به اعدام شد و این حکم از سوی شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور مورد تائید قرار گرفت. (ایسکانیوز ۲۵/۸/۸۷)
۱۶۸ ـ احمد، ۱۹ ساله، به اتهام قتل ابوالفضل ۱۸ ساله، از سوی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی به اعدام محکوم شد. (ایسکانیوز ۲۵/۸/۸۷)
۱۶۹ ـ چهار نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی شیراز به اعدام محکوم شدند. (کیهان ۲۶/۸/۸۷)
۱۷۰ ـ فرنام ۳۵ ساله به اتهام قتل شیدا ۲۲ ساله از سوی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیرمحمدی محکوم به اعدام شد که این حکم از سوی شعبه ۱۱ دیوان عالی کشور مورد تائید قرار گرفت. (مردم سالاری ۲۶/۸/۸۷)
۱۷۱ ـ محراب .ش افسرپلیس به اتهام قتل جعفر در جریان یک تعقیب و گریز از سوی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی به اتفاق آرا (۳نفر موافق و ۲نفر مخالف) به اعدام محکوم شد. (اعتماد ۲۹/۸/۸۷)
احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها:
۱۷۲ ـ حکم اعدام ع-م و خ-ن که به اتهام قاچاق مواد مخدر از سوی دادگستری استان سیستان و بلوچستان صادر شده بود، در زندان زاهدان به اجرا درآمد. (اعتماد ۷/۸/۸۷)
۱۷۳ ـ غلامرضا-خ، ۱۹ ساله، تبعه افغانستان، که به اتهام قتل شیر آقا حسینی که از سوی شعبه ۱۷ کیفری استان اصفهان به اعدام محکوم شده بود، بعد از تائید این حکم از سوی دیوان عالی کشور، در محوطه زندان اصفهان، به دار آویخته شد. وی در زمان وقوع جرم ۱۷ ساله بوده است. (اعتماد ۱۱/۸/۸۷)
۱۷۴ ـ علی و حسین به اتهام قتل و آدم ربائی سجاد ۹ ساله که از سوی دادگاه کیفری استان هرمزگان محکوم به اعدام شده بودند، در محوطه زندان به دار آویخته شدند. (اعتماد ۱۸/۸/۸۷)
۱۷۵ ـ افراسیاب.ن و پرویز.ک به اتهام قتل محمد جعفری رئیس اداره جنگلبانی شهرستان ماسال که از سوی دادگاه کیفری استان گیلان، به ریاست قاضی محمدی کاشانی، محکوم به اعدام شده بود، در زندان لاکان رشت به دار آویخته شدند. (اعتماد ۲۵/۸/۸۷)
اخبار اجتماعی :
۱۷۶ ـ سردار هادیانفر جانشین رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی اعلام کرد: در طی ۶ ماه اول سال جاری ۱۳۰۶۸ نفر بر اثر تصادفات در کشور جان خود را از دست داده اند. ایران یکی از ۵ کشور جهان است که بیشتر آمار تصادفات جاده ای در جهان را دارد (مهر ۲۲/۸/۸۷)
۱۷۷ ـ سرهنگ رضا محمدی یگانه فرمانده نیروهای انتظامی استان بوشهر اعلام کرد: ۵۰ نفر به اتهام شرکت در دو پارتی شبانه به جرم رقص و پایکوبی توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند. بازجویی از افراد بازداشت شده توسط قاضی ادامه دارد. (ایرنا۲۷/۸/۸۷)

مجمع عمومي سازمان ملل متحد
A/C.3/63/L.40
توزيع : محدود
30 اکتبر 2008 (9/8/1387)
متن اصلي: به زبان انگليسي
جلسه شصت و سوم
موضوع دستورجلسه ( C 64)
ارتقاء و حفظ حقوق بشر: حقوق بشر
وضعيت ها و گزارشات گزارشگران و نمايندگان ويژه : آندورا، استراليا، اطريش، بلژيک، بلغارستان، کانادا، کرواسي، قبرس، جمهوري چک، دانمارک، استوني، فيجي، فنلاند، فرانسه، آلمان، يونان، مجارستان، ايسلند، ايرلند، اسرائيل، ايتاليا، لاتويا، لينخن اشتاين، ليتواني، لوکزامبورگ، مالت، ايالات فدرال ميکرونزي، موناکو، نيوزيلند، هلند، نروژ، پالا، لهستان، برتقال، مولدووا، روماني، اسلواکي، اسلونيا، اسپانيا، سوئد، بريتانيا، ايرلند شمالي، ايالات متحده آمريکا: پيشنويس قطعنامه وضعيت حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران
مجمع عمومي،
به پيروي از منشور سازمان ملل متحد و همچنين اعلاميه جهاني حقوق بشر ( قطعنامه 217 A III)، پيمان نامه هاي بين المللي حقوق بشر (قطعنامه 2200 A XXI، ضميمه) و ساير قراردادهاي بين المللي حقوق بشر،
با يادآوري قطعنامه هاي قبلي وضعيت حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران، که مورد اخير آن قطعنامه شماره 168/62 مورخ 18 دسامبر 2007 ميباشد،
1.به گزارش دبيرکل در خصوص وضعيت حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران ((A/63/459 که به قطعنامه مجمع عمومي به شماره 168/62 منجر گرديد توجه مبذول مي دارد که اين گزارش طيف وسيعي از موارد نقض جدي حقوق بشر، شکافها و موانع حقوقي و نهادي در خصوص حفظ حقوق بشر را مشخص مي نمايد و برخي تحولات مثبت را در طي چند سال مورد بحث قرار ميدهد.
2.نگراني عميق خود را از موارد نقض جدي حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران اعلام ميدارد از جمله:
الف- شکنجه، رفتار و تنبيه تحقير آميز و غير انساني و خشن از جمله شلاق زدن و قطع اعضاء بدن؛
ب- ادامه تعداد بالاي مجازاتهاي اعدام شامل اعدام هاي عمومي و اعدام کودکان که در غياب پادمان هاي پذيرفته شده بين المللي صورت ميگيرند؛
ج- زندانياني که کماکان با خطر مجازات مرگ به صورت سنگسار مواجه هستند؛
د- بازداشتها، رفتارهاي خشن و محکوميت زناني که حق تجمع مسالمت آميز خود را به عمل مي گذارند، ايجاد رعب و وحشت ميان فعالين حقوق زنان و ادامه تبعيض عليه زنان و دختران در قانون و در عمل؛
ه- افزايش تبعيض و ساير موارد نقض حقوق بشرعليه افرادي که متعلق به اقليت هاي مذهبي، قومي، زباني و يا ساير اقليتهاي شناخته شده و نشده شامل اعراب، آذري ها، بلوچ ها، کردها، مسيحيان، يهوديان، اهل تصوف و مسلمانان اهل تسنن و مدافعان آنها باشند و به طور خاص حمله به بهائيان و دين آنها در رسانه هاي تحت حمايت دولت، افزايش شواهد مبني بر تلاش دولت براي شناسائي و کنترل بهائيان، ممانعت از ورود بهائيان به دانشگاه ها و امرار معاش آن ها، بازداشت و حبس هفت تن از رهبران بهائي بدون اعلام جرم و يا دسترسي به وکيل؛
و- وجود محدوديتهاي جدي، سازمان يافته و مداوم در آزادي برگزاري اجتماعات و گردهمايي هاي مسالمت آميز و آزادي بيان و عقيده شامل محدوديت هايي که بر رسانه ها، کاربران اينترنتي و اتحاديه هاي کارگري مي شود و افزايش آزار و اذيت، ايجاد رعب و وحشت و پيگرد مخالفين سياسي و مدافعان حقوق بشر از کليه بخشهاي جامعه ايراني شامل بازداشت، رفتارهاي خشن با رهبران کارگري، اجتماعات مسالمت آميز جامعه کارگري و دانشجويان بخصوص در فرآيند انتخابات مجلس در سال 2008؛
ز- تحديدها و محدوديتهاي شديد براي آزادي مذهب و اعتقادات شامل مفاد مندرج در پيش نويس پيشنهادي قانون مجازات کيفري که براي ارتداد حکم مرگ واجب قائل است.
ح- کوتاهي مداوم در حفظ حقوق قانوني در جريان رسيدگي و نقض حقوق زندانيان شامل استفاده سازمان يافته و خودسرانه از اعمال طولاني حبس انفرادي.
3- دولت جمهوري اسلامي ايران را به توجه به نگراني هاي بنيادي ذکر شده در گزارش دبير کل و همچنين درخواستهاي ويژه بعمل آمده در قطعنامه هاي قبلي مجمع عمومي و احترام کامل به تعهدات حقوق بشر آن دولت در قانون و عمل، خصوصا موارد زير دعوت مي نمايد:
الف- حذف قانوني و عملي قطع اعضاء بدن، شلاق و ساير اشکال شکنجه و ساير مجازاتها و رفتارهاي تحقيرآميز، غير انساني و خشن؛
ب- حذف قانوني و عملي اعدام هاي عمومي و ساير انواع مجازات مرگ که بدون توجه به پادمان هاي پذيرفته شده بين المللي صورت مي گيرند.
ج- توقف اعدام اشخاصي که در زمان ارتکاب جرم زير 18 سال سن داشته اند، متعاقب تعهدات ماده 37 پيمان نامه بين المللي حقوق کودکان (سازمان ملل، سري معاهدات، جلد 1577، شماره 27531) و ماده 6 پيمان نامه بين المللي حقوق سياسي و مدني (قطعنامه 2200 A XXI، ضميمه)؛
د- حذف استفاده از سنگسار بعنوان يکي از روشهاي اعمال مجازات مرگ؛
ه- حذف قانوني و عملي کليه اشکال تبعيض و ساير موارد نقض حقوق بشر بر عليه زنان و دختران؛
ه- حذف قانوني و عملي کليه اشکال تبعيض و ساير موارد نقض حقوق بشر در مورد اشخاصي که به اقليتهاي ديني، قومي، زباني و يا ساير اقليت ها، به رسميت شناخته شده و نشده، تعلق دارند و اجتناب از کنترل افراد به دليل اعتقادات مذهبي شان و حصول اطمينان از دسترسي اقليتها به امکانات آموزش و استخدام مانند ساير ايرانيان؛
و- به کار بستن گزارش سال 1996 گزارشگر ويژه در خصوص عدم بردباري نسبت به ساير اديان رجوع به (E/CN.4/1996/95/Add.2.) که راههائي را براي از قيد رهانيدن جامعه بهائي به جمهوري اسلامي ايران پيشنهاد نموده است.
ز- خاتمه بخشيدن به اذيت و آزار و ايجاد ترس و وحشت و پيگرد مخالفان سياسي و مدافعان حقوق بشر شامل آزاد کردن افرادي که به طور خودسرانه زنداني و يا بر اساس عقايد سياسي خود زنداني شده اند.
ح- حفظ حقوق قانوني در جريان رسيدگي و خاتمه بخشيدن به مصونيت در موارد نقض حقوق بشر.
4- به دستاوردها، پيشرفت ها و قدم هاي برداشته شده مثبت و هرچند محدود ذکر شده در گزارش دبيرکل توجه مي کند ولي اين نگراني کماکان وجود دارد که بايد قدم هاي بيشتري در رابطه با قانون و در عمل برداشته شود.
5- مجددا از دولت جمهوري اسلامي ايران درخواست مي گردد تا سابقه همکاري ناکافي خود را با ساز و کارهاي بين المللي حقوق بشر، از طريق ارائه گزارش در راستاي تعهداتش نسبت به نهادهاي ناظر بر پيمان نامه هايي که ايران عضوي از آن است و همکاري کامل با ساز و کارهاي بين المللي حقوق بشر، جبران نمايد که شامل تسهيل بازديد ها از اين کشور توسط فرستادگان ويژه مي گردد، دولت جمهوري اسلامي ايران را تشويق مي نمايد تا به همکاري در زمينه حقوق بشر و اصلاح سيستم قضايي با سازمان ملل شامل دفتر کميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل ادامه دهد.
6- از دبير کل گزارش به روز شده اي در خصوص وضعيت حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران شامل همکاري با ساز و کارهاي بين المللي حقوق بشر در جلسه 64ام درخواست مي کند.
7- تصميم مي گيرد که به بررسي وضعيت حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران در جلسه شصت وچهارم مجمع عمومي تحت عنوان "ارتقاء و حفظ حقوق بشر" ادامه داده شود



شباهت هاي انکار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است که از ديرباز ، در اکثر کشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي ۲ سال طعم زندگي مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نکنند
و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :
۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي کچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته اين کچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترک توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند که اين کچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون کل پا مي شيم !
۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و يا منزل مسکوني مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردي يک فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود که اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خود را بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي کشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !
۳- شباهت سوم در اين نکته اقتصادي خلاصه مي شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي که در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست که کفاف بر طرف کردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز کردن و يا خرج کردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يکي بايد کار کنه تا اون يکي حال کنه!
۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدين معنا که هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي کند که اي کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک ديگر کسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، کسي نازش را نمي کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهاي شخصي اش و نيز کارهاي چند نفر ديگر مي باشد !
۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نکته اشاره کرد که اکثر سربازي رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در اين ايام ، هر روز به اندازه يکسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حکم ساعت را پيدا مي کنند که به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد .
۶- و در نهايت اينکه چند ماه پس از آنکه کارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت کرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد که : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )
زيرا آن موقع است که تازه دوزاريتان جا مي افتد که با اين کارت و قباله نه کاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر که شما را به بهانه آنها در اين راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد که تنها مورد استفاده اي که براي شما خواهند داشت اين است که مي توانيد از آنها براي امانت دادن به کلوپ جهت کرايه فيلم استفاده نماييد !!!

در این ترفند شما میتوانید بدون استفاده از هیچ نرم افزاری به طور همزمان چندین Yahoo Messenger را باز کرده و در هر کدام با یک ID متفاوت وارد شوید. (این ترفند برای تمام نسخه ها و آخرین نسخه که 9 میباشد جواب میدهد)
1 - از منوی Start پنجره ی Run را باز کرده و regedit را تایپ کنید
2 - در پنجره باز شده از سمت چپ به قسمت زیر بروید:
HKEY_CURRENT_ USER ——–> Software —>yahoo —–>pager—->Test
3 - در سمت راست در جای خالی right click کرده و new Dword value را انتخاب کنید
4 - و نام آن را Plural بگذارید
5 - روی آن Double click کرده و مقدار 1 را بدهید و Decimal را انتخاب کرده Ok کنید و از Registry Editor خارج شوید
کار با موفقیت انجام شد و حال میتوانید یک یاهو مسنجر را باز کرده و با یکی از ID های خودتان وارد شوید و بعد یاهو مسنجر دیگری باز کنید و با ID دیگری وارد شید.
توجه : قبل از login کردن یاهو مسنجر دیگری را باز نکنید.

برای اتصال کامپیوترتان به اینترنت از طریق GPRS به دو روش میتوایند عمل کنید.
1 – از طریق نرم افزار موجود در PC Suite
2 – از طریق Connection Wizard ویندوز
که در این مطلب ما از روش دوم که ساده تر است استفاده میکنیم و برای تمامی گوشی ها قابل استفاده میباشد.
قبل از شروع به کار ابتدا مطمئن شوید که تنظیمات GPRS بر روی گوشی شما بدرستی انجام گرفته است یعنی اینکه میتوانید از طریق موبایل خود به اینترنت متصل شوید . تنظیمات GPRS برای مشترکین ایرانسل
برای شروع نرم افزار مربوط به گوشی خود را از درون CD بر روی کامپیوتر خود نصب کنید سپس از طریق کابل USB با بلوتوث گوشی را به کامپیوتر متصل نمایید و کمی صبر کنید تا مشخصات و تجهیزات گوشی شما بطور کامل توسط کامپیوتر شناخته شود و پیغام Found new hardware , your new hardware is installed and ready to use در Taskbar ظاهر شود.
حالا از طریق New Connection Wizard یک کانکشن dialup درست کنید ، پس از گذراندن سه مرحله اول به قسمتی میرسید که باید مودم گوشی را انتخاب کنید. ما در این آموزش از گوشی سونی اریکسون مدل K750i استفاده کردیم که مودم Sony Ericsson 750 USB WMC Modem که گذینه مورد نظر ماست را تیک میزنیم و مراحل کار را ادامه میدهیم.
(توجه داشته باشید که نام مودم مورد استفاده در تمامی گوشی های سونی اریکسون به همین شکل است و فقط مدل گوشی تغییر میکند. در مورد مودم مورد استفاده در برند های دیگر اطلاعی ندارم )
پس از انتخاب نام کانکشن ، باید شماره #8***99* را بجای شماره تلفن ISP در کارد مربوطه وارد نمایید و در مرحله بعد کادرهای مربوط به Username و Password را خالی بگذارید و مراحل ساخت کانکش را به پایان ببرید
کار تمام است و تنها کاری که باید بکنید اینکه که مثل همیشه دکمه Dial را فشار دهید مطمئنا برای ورود به دنیای اینترنت شما را زیاد منتظر نمیگذارد